تبلیغات
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان - بیان حملات نیروی هوائی عراق در جنگ از سوی نظامیان عراقی (قسمت سوم)
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان





انهدام یگان های زمینی ایران در پادگان شیخ بدیر

ادامه حملات به اهداف راهبردی و یگان های زمینی و پادگان های دشمن در عمق خاكش و انهدام آنها تاثیر مستقیم روی روحیه دشمن و توانائی های روانی ، جسمی و عقلی آنان دارد . و از طرف دیگر سبب افزایش روحیه جنگاوری یگان های زمینی ما خواهد داشت هنگامیكه مشاهده می كنند بمب افكن های پشتیبانی نزدیك نیروی هوایی مان در آسمان منطقه حضور دارند و انواع بمب ها و راكت ها و گلوله ها را بر سر خصم فرو می ریزند. یكی از مواردی كه قطعا بر روی افزایش روحیه نیروها اثر دارد حضور مداوم نیروی هوائی بر فراز آسمان منطقه می باشد . از این روی خلبانان تیز چنگ نقش مهمی در پیروزی یگان های زمینی بازی می كنند و از اینگونه موفقیت ها در طول 8 سال جنگ ایران و عراق بسیار مشاهده شده است .

در روز یكشنبه مصادف با 19 تشرین اول سال 1980 یك دسته پروازی متشكل از دو بمب افكن سوخوی -22 ماموریت یافت تا با استفاده از 96 راكت C5K  ( یعنی 6 لانچر 16 تائی برای هر هواپیما ) از پایگاه هوائی الوحده ( الشعیبه ) به فرماندهی سروان خلبان (...) و شماره دو ، ستوانیكم خلبان (...) یگان های زمینی ایران مستقر در پادگاه شیخ بدیر ( شامل تانك ، توپخانه ، نفربر زرهی و ... ) را مورد حمله قرار دهند.

فرمانده دسته در اطاق عملیات پایگاه و در حضور سرهنگ (...) فرمانده پایگاه جزئیات كامل ماموریت را برای خلبان شماره توجیه نمود . فرمانده پایگاه به فرمانده دسته پروازی دستور داد تا هدف را فقط در یك نوبت مورد حمله قرار داده و سپس به سمت پایگاه بازگردند . بعد از آن خلبانان به سمت هواپیماها حركت كرده و پس از انجام بازرسی های خارجی و سوار شدن و روشن كردن موتورها ، فرمانده دسته از برج مراقبت اجازه پرواز را درخواست نمود كه با این درخواست موافقت گردید . پس از برداشته شدن چوب چرخ ها از جلوی چرخ های هواپیماها و خروج از آشیانه ها ، هر دو هواپیما به ابتدای باند رفته و موتورها را چك و از سلامت آنها اطمینان حاصل نمودند . دسته پروازی به سلامت از روی باند برخاست و بعد از جمع كردن چرخها به سرعت و در ارتفاع كم 15 الی 20 متری به سمت چپ گردش نموده به سوی نقطه اول تعیین شده در زاویه 358 درجه كه همان شهر الدیر در منطقه شط العرب ( اروند رود ) پرواز نمودند . هواپیماها پس از گذشت سه دقیقه از برخاستن به آنجا رسیده و مجددا به سمت راست و این بار در زاویه 105 درجه و به سمت پادگان شیخ بدیر به حركت خود ادامه دادند . دراین حالت سرعت هواپیما بالغ بر 900 كیلومتر بود و زمان از پیش مشخص شده برای رسیدن به هدف 6.5 دقیقه تعیین شده بود. هواپیماها از روی رودكارون هم عبور كرده و به جاده اهواز به خرمشهر و آبادان (  المحمره و عبدان ) رسیدند . این منطقه كاملا صاف و مسطح بود و دكل های برق فشار قوی زیادی در آنجا به چشم می خورد .

فرمانده دسته با مشاهده یگان های ایرانی ( تانك ، توپخانه و نفربر ) شماره دو را هم در جریان گذاشت و هر دو هواپیما موضع را با راكت مورد حمله قرار دادند و پس از اصابت راكتها ، هر دو هواپیما برای دور دوم و سوم به سمت اهداف حمله بردند تا همه 96 راكت را مصرف نمایند اما این هم كافی نبود و هواپیماها دور چهارم حملات خود به پادگان را انجام دادند. پس از تمام شدن راكتها این بار هر دو هواپیما با دو توپ 30 میلیمتری خود كه هر كدام از توپها 80 گلوله قوی را دارند ( جمعا 160 گلوله برای هر هواپیما ) مجددا پادگان را مورد حمله قرار داده و باقیمانده اهداف را نیز مورد اصابت قرار دادند. هواپیماها پس از انجام ماموریت هر دو بسلامت از منطقه عملیات خارج شدند . فرمانده دسته و شماره از انجام ماموریت بسیار راضی و خوشحال بودند و در پایگاه فرود آمدند.  

پس از پیاده شدن ، فرمانده دسته و خلبان شماره دو به سمت اطاق پرواز پایگاه رفتند تا گرازش ماموریت را بنویسند. پس از ورود فرمانده دسته به اطاق ، فرمانده پایگاه را دیدند كه در آنجا نشسته بود ( در اطاق پرواز فرمانده گردان و تعدادی از افسران پرواز ، هدایت زمینی و مخابرات دیده می شدند )  و سپس در آنجا گفتگویی در گرفت :
فرمانده پایگاه با صدای بلند و با حالت عصبانی كفت : كجا بودی ؟
فرمانده دسته با آرامش تمام پاسخ داد : در حال انجام ماموریت بودم  .
فرمانده پایگاه : و چرا دیر كردی ؟
فرمانده دسته با اطمینان كامل : اهداف دشمن را در چهار نوبت هجوم و با انواع راكت ها و گلوله ها منهدم كردیم .
فرمانده پایگاه : به شما نگفتیم فقط یك نوبت حمله كنید ؟
فرمانده دسته : تعداد راكت ها 96 عدد بود و نمی توانستیم همه آنها را در یك مرحله مصرف كنیم چرا كه اهداف به صورت پراكنده در محل بودند و می بایست آنها را جستجو می كردیم . به همین دلیل در 4 نوبت حمله را انجام دادیم . از من می خواستید چه كنم ؟ موشك ها را بی هدف رها كنم ؟ این محال است و من این كار را انجام نمی دهم .
فرمانده پایگاه : آیا می دانی با 4 دقیقه تاخیر چه بر سر ما آوردی ؟
فرمانده دسته : اتفاق افتاد قربان .

در این میان فرمانده منطقه سوم هوائی با فرمانده پایگاه تماس گرفت و پس از صحبت با فرمانده پایگاه به او ابلاغ نمود كه در آینده چنین چیزی تكرار نشود . سپس فرمانده پایگاه به فرمانده دسته گفت : پسرم ما نگران شما هستیم . فرمانده دسته هم پاسخ داد : قربان من هم از شما متشكرم و درآینده دیگر چنین موردی تكرار نخواهد شد .  

سپس فرمانده دسته گزارش ماموریت را نوشت و زیر آن را امضا كرد . شماره 2 نیز بخاطر طرز برخورد فرمانده پایگاه بی تابی می كرد و هنگامی كه فرمانده پایگاه اجازه بازگشت به گردان را داد به او گفت : ما بیشتر از خودمان نگران شما هستیم و اگر می گوئیم فقط در یك نوبت حمله كنید به خاطر حفظ جان شما و ممانعت از اصابت و سقوط هواپیمایتان در مقابل پدافند هوائی دشمن است .
فرمانده دسته هم گفت : درست است قربان اما انتظار داشتم تا ابتدا از ما استقبال كنید و خدا را از بابت سلامتیمان شكر كنید و بعد ما را مورد بازخواست قرار دهید نه اینكه در یك چنین اوضاع متشنجی با من برخورد نمایید .
فرمانده پایگاه هم به خلبان گفت كه شخص فرمانده كل نیروی هوائی دستور توبیخ و تنبیه شما را داده است .
فرمانده دسته هم پاسخ داد : به جای آنكه از ما تشكر كنید ، من از شما تشكر می كنم  .

پس از آنكه فرمانده دسته به مقر گردان برگشت در مورد وضع پیش آمده خوب فكر كرد و متوجه شد كه در ابتدا فكر می كرده كار درستی انجام داده ولی بعدا به این نتیجه رسید كه حقیقتا كاری را كه انجام داده نقض كامل قوانین و دستور العمل هایی بوده كه او به عنوان یك خلبان و فرمانده دسته برای حفظ خودش و حفظ هواپیمای شماره دو موظف به رعایت آنها بوده و دیگر این امر نباید تكرار شود . ساعاتی بعد فرمانده منطقه هوائی با فرمانده پایگاه تماس گرفت و از او خواست مراتب تشكر و قدردانی او را به خلبانانی كه این ماموریت را انجام دادند ابلاغ كند چرا كه آنان با انجام این ماموریت قهرمانانه توانستند آتش دشمن را بر روی یگان های زمینی ما در منطقه خاموش كنند . به همین دلیل توبیخ فرمانده كل نیروی هوائی از فرمانده دسته برداشته می شود.

در واقع اتخاذ انجام 4 دور حمله بر روی یگان های زمینی ایران از تصمیمات فرمانده دسته بود كه آن هم تحت شرایط خاص ماموریت صورت گرفته و طبیعتا مسئولیت آن هم بر عهده شخص او بوده است . این بزرگی و شجاعت شاهین های قهرمان ما در انجام ماموریت هایشان را می رساند  كه چگونه سعی در انجام ماموریت هایشان به كامل ترین شكل ممكن داشته اند. عزت و افتخار بر شما باد ای شاهین های شجاع و تمام رزمندگان و فرزندان ارتش پیروزعراق و ما این ها را می نویسیم كه فرزندان آینده عراق بدانند كه نیروهای عراقی در چنین شرایط دشواری قرار داشته اند .

راوی : دكتر علوان العبوسی از خلبانان قدیمی و با سابقه نیروی هوائی عراق

سروان هاتف مدلول حمد یكی از خلبانان جمعی گردان پنجم بمب افكن سوخوی/ 22 بود كه با من در تاسیس گردان پنجم در سال 1976 مشاركت داشت . او نمونه یك خلبان آرام و خوش اخلاق ، عاشق پرواز و قهرمان ورزشی بود كه عضو تیم بسكتبال نیروی هوائی نیز بوده است . در هنگام پرواز هم بسیار عالی عمل می كرد و پروازهای زیادی را برای انجام ماموریت های جنگی بر فراز خاك ایران از همان روز اول جنگ در 22 ایلول ( سپتامبر 1980 یا 31 شهریور59 ماه خودمان )  به انجام رساند . با توجه به حجم بسیار زیاد ماموریت های جنگی نیروی هوائی ، تعداد زیادی از خلبانان بمب افكن های پشتیبانی نزدیك ( بدون در نظر گرفتن خلبانان از دست رفته جنگنده های سوخو ، میگ 23 و یا میراژ  و خلبانان بمب افكن های سنگین و سایر خلبانانی كه ماموریت هائی به انها محول می شد ) را از دست می دادیم . اكثر این خلبانان ، كاركشته و در جایگاه فرماندهی گردان و هنگ بودند كه قهرمان ما سروان خلبان هاتف مدلول هم یكی از آنها بود.


محل خدمت او نیز گردان پنجم تعیین شده بود اما از او برای خدمت در گردان 44 پایگاه هوائی تموز(الحبانیة) ویژه آموزش خلبانان بمب افكن سوخوی/ 22 استفاده گردید تا ایرادات این گردان ها كه گزارشات پی در پی از آنها میرسید بر طرف گردد . در یكی از ماههای سال 1982 قرار بود مراسم ازدواج هاتف مدلول صورت پذیرد . از این رو او طبق موافقت فرمانده گردان خود در بغداد به سر می برد تا مراسم ازدواج خود را تكمیل نماید. در همین حین دستوری از فرماندهی كل نیروی هوائی صادر شد كه بموجب آن تعدادی از خلبانان با تجربه برای تكرار انجام یك ماموریت فراخوانده شدند كه سروان خلبان هاتف مدلول هم یكی از آنان بود كه می بایست ماموریتی را بر فراز جزیره خارك انجام می داد . در نتیجه می بایست او را از مرخصی فرا می خواندند . به همین دلیل او از منزلش در بغداد با من تماس گرفت تا من را برای حل مشكل خود و فرماندهی و گردانش واسطه قرار دهد تا خلبان دیگری را به جای او برای انجام ماموریت تعیین كنند. من معمولا به لحاظ شخصیتی و انسانی درخواستهای افسرانم را اجرا می كنم مخصوصا در این مورد كه این خلبان كلیه اقدامات لازم برای برپائی مراسم عقد خود را انجام داده بود و دقیقا در همان روز هم سرتیپ دوم خلبان سالم سلطان او را برای انجام ماموریت فراخوانده بود . من هم از دید یك مسئله كاملا انسانی درخواست او را پذیرفتم و با فرمانده عملیات نیروی هوائی تماس گرفتم تا خلبان جایگزین برای انجام این ماموریت تعیین كند و برایش شرح دادم كه مراسم ازدواج عبدا... البصو ( خلبان دیگر) امروز به پایان می رسد و باید از دید انسانی امروز را به او تبریك بگوییم چرا كه او از خلبانان خوب نیروی هوائی است و تاكنون حتی یكروز هم انجام ماموریت  را به تاخیر نیانداخته و از طرف دیگر ممكن است ( در این شرایط) انجام این ماموریت توسط او به نتیجه دلخواه نرسد ، اما فرمانده عملیات نیروی هوائی حرفم را نپذیرفت و از من خواست تا به هاتف مدلول بگویم تا مراسم عقد را برهم زده و فورا به پایگاه هوائی تموز مراجعه و از آنجا با هواپیمای سوخوی 22 خود رابه پایگاه هوائی الوحدة ( الشعبیه ) برساند و جهت انجام ماموریت پرواز نماید . او می تواند مراسم ازدواج را هم بعدا برگزار نماید. با این ترتیب به ناچار شخصا با فرمانده پایگاه هوائی تموز ، سرهنگ دوم خلبان مظهر محمد الفرحان تماس گرفتم و از او خواستم تا در موضوع مداخله نماید اما او از اینكار طفره رفت و كار را به فرمانده عملیات پایگاه سپرد كه ایشان هم هیچ كاری انجام نداد . من هم با تلفن منزل سروان هاتف مدلول تماس گرفتم و ضمن معذرت خواهی به او گفتم كه كاری نتوانستم برایش انجام دهم . او نیز بابت تمام تلاش هایم از من تشكر نمود و گفت كه به سرعت خود را به پایگاه می رساند و از آنجا نیز با یكی از هواپیماهای گردان 44 به سمت پایگاه هوائی الوحدة ( الشعبیه ) خواهد پرید تا ماموریت را انجام دهد . مسئله ازدواج را هم به وقت دیگر موكول كرد ....  


او در انجام ماموریت شركت نمود و این یكی از ماموریت های دشوار بر روی جزیره خارگ ( خرج) بود كه می بایست با چهار جنگنده سوخوی 22 به فرماندهی سرگرد خلبان محمود رشید البیاتی كه او نیز از پایگاه هوائی الحریة (كركوك ) مامور شده بود و نیز سروان خلبان هاتف مدلول شماره 3 ، سروان خلبان محمد راجح شماره 2 و ستوانیكم خلبان باسم به عنوان شماره 4  انجام می گردید .

سروان خلبان محمد راجح می گوید قبل از رسیدن دسته پروازی به جزیره خارگ ، دو جنگنده ایرانی از نوع اف 14 آنها را مورد حمله قرار دادند كه دسته پروازی به ناچار ارتفاع خود را تا نزدیكی سطح آب كاهش داد كه سبب ناكامی حمله دشمن با استفاده از موشك و اصابت آن به هواپیماهای خودی گردید . بخاطر وجود مه در روی سطح آب میدان دید اندك بود و من دیدم كه هواپیمای هاتف مدلول به صورت تدریجی چند بار با سطح آب برخورد پیدا كرد و سپس به درون آب فرو رفت بدون آنكه خلبان بتواند از چتر نجات استفاده كند . خلبان محمد راجح می گوید چند بار او را صدا زدم اما او هیچ واكنشی كه نشان دهد در شرایط دشوار یا تنگنای ناشی از اصابت هواپیمایش قرار دارد از خود نشان نداد . پس فهمیدم كه او در دم كشته شده است . آنگونه سروان خلبان محمد راجح می گوید ، هواپیمای دشمن توانست هواپیمای فرمانده دسته را در حالیكه به سمت جزیره در پرواز بود مورد اصابت قرار داده و در داخل جزیره سرنگون نماید در حالیكه من و شماره 4 هنوز از سوی هواپیماهای دشمن تعقیب می شدیم بمب های خود را بدون تمركز بر هدف روی جزیره فرو ریختیم .

من این ماموریت را تقریبا شكست خورده می دانم چرا كه به اهداف خود نرسیدیم ضمن آنكه دو بمب افكن سوخوی 22 را نیز از دست دادیم و بقیه اعضای دسته نیز به صورت منفرد به پایگاه بازگشتند. اینان همان خلبانان هواپیماهای پشتیبانی نزدیك هستند كه به حكم ماهیت كارشان بیش از سایر خلبانان در معرض خطرات قرار میگیرند . خدا رحمت كند شهدایمان را و ایشان را در بهشت گسترده خود جای دهد.  

وضعیت خلبان وضعیت خاصی است كه می بایست به او با دیده لطف و عنایت نگریست چرا كه كاری را كه او انجام می دهد ساده یا تقلیدی نیست و او به تنهائی و بدون هیچ كمكی هواپیمایش را هدایت می كند و در صورت كوچكترین خطائی كه ناشی از شرایط روحی یا جسمی او باشد می تواند او و هواپیمایش را به نابودی بكشاند . از این روی می بایست با فهمی خاص به مسائل و مشكلات و شرایط او نگریست و برایش راه حلی جستجو نمود. در مورد خلبان شهید ما هاتف مدلول هم هنگامیكه او برای مراسم ازدواجش اجازه می خواست بر فرمانده اش لازم بود كه برایش راه حلی پیدا نماید . و اگر قرار بود ماموریتی به اهمیت ماموریت جزیره خارگ و شرایط دشوار آن انجام پذیرد می بایست فرمانده به صورت مستقیم به مسئولیت خود عمل و یك نفر را جایگزین سروان هاتف مدلول می نمود تا او بتواند مراسم ازدواج خود را برگزار نماید . نه اینكه خوشحالی و شادی جای خود را به غم و اندوه عمیقی بدهد كه بر روی روح و روان ما و سایر خلبانان ( كه همكارش بودیم )تاثیر اجتناب ناپذیری بگذارد و باعث شود تا این افراد اطمینان خود را به فرماندهان خود از دست بدهند. حال تاثر وارده بر خانواده و خویشان و آشنایانش كه جای خود دارد . همین موضوع را هم می توان در مورد شهادت سرگرد خلبان محمود البیاتی فرمانده دسته نیز مطرح نمود . او یكی از خلبانان شایسته در انجام ماموریت ها بود كه در جایگاه یك فرمانده گردان از پایگاه هوائی كركوك برای انجام چنین ماموریتی برگزیده شد در حالیكه شرایط خاص انجام این ماموریت ( دریایی) را نمی دانست و مستقیما وارد كارزار شد .

اینها درس عبرت هائی است كه با خون های پاك خلبانان شجاع بمب افكن ها نوشته شده و لازم است كه ما انها را دریابیم و مدتها در آنها درنگ كنیم و برای جلوگیری از تكرار این موارد در آینده تلاش كنیم . مخصوصا آنكه آلات ناوبری هواپیماهای شرقی در هنگام پرواز و رسیدن به هدف كمك چندانی به خلبان نمی كند و نیز قادر نیست تا اشتباهاتی را كه خلبان یك جنگنده ممكن است به ان دچار شود را  اصلاح نماید .



طبقه بندی: دفاع مقدس-عملیات ها -خاطرات، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ