تبلیغات
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان - حمله به نیروگاه هسته ای دیمونا در اسراییل حمله ای كه هرگز انجام نشد
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان


حمله به نیروگاه هسته ای دیمونا در اسراییل
حمله ای كه هرگز انجام نشد



مقدمه :
این گزارش از سوی یكی از خلبانان سابق نیروی هوائی عراق در دوران صدام حسین نقل شده است . او كه دارای درجه سروانی بوده و مسئولیت معاونت فرماندهی گردان 121 بمب افكن های سوخوی 24 را بر عهده داشته و قرار بوده كه خود او شخصا یكی از اهداف مورد نظر در عمق خاك اسرائیل را مورد حمله قرار دهد ، روایت دسته اولی را با ذكر جزئیات مناسب از برنامه صدام حسین برای حمله تلافی جویانه به اسرائیل بیان می كند كه البته بدلیل لشگركشی صدام به خاك كویت و اشغال آن كشور هرگز صورت نپذیرفت . البته این خلبان عراقی در برخی موارد مطالبی را بیان كرده كه در پی نوشت توضیحاتی را حضورتان تقدیم كرده ام.


بیان ماجرا :
ایالات متحده آمریكا از ابتدا تا انتهای جنگ ایران و عراق در عرصه حضور داشت و گاهی در كنار عراق و گاهی در كنار ایران قرار می گرفت و به طور كلی به پیروزی عراق با چشم شك و تردید می نگریست و گوئی از چیز ناشناخته ای می هراسید . در پایان سال 1989 سازمان جاسوسی مركزی آمریكا گزارشی ارائه نمود كه در آن گفته شده بود عراق قصد حمله به اسرائیل و كشورگشائی در میان كشورهای حاشیه خلیج ع ر ب ی را دارد و به ساخت سلاح هسته ای و بیولوژیك و شیمیائی بسیار نزدیك شده است . (1) اسرائیل این امر را خطری برای خود تلقی نمود و به همراهی آمریكا و انگلیس با تهیه طرحی قصد داشت تا به تاسیسات نظامی عراق كه در ارتباط با تولید سلاح های شیمیائی بودند حمله كند . از این روی صدام حسین برای بار دوم و در حضور تمام رسانه های خبری تهدید كرد در صورت حمله اسرائیل ، با استفاده از سلاح های دوگانه شیمیائی و میكروبی نیمی از اسرائیل را به آتش خواهد كشید.

     
در این زمان اسرائیل شروع به انجام تحركات تبلیغاتی وسیعی نموده بود كه هم امنیت ملی عراق را مورد تهدید قرار می داد و بر روی اعصاب رهبری سیاسی عراق راه می رفت . تا قبل از 18 مارس 1990 كه تهدیدات اسرائیلی به نقطه اوج خود رسیده بود ، فرماندهی نیروی هوائی عراق ماموریت یافت تا با این تهدیدات مقابله نماید و در همین راستا خیلی سریع تصاویری از پایگاه ها و تاسیسات نظامی ، شهرها ، فرودگاه ها و سایر اهداف مهم در خاك اسرائیل تهیه گردید ضمن آنكه هواپیماهای Mirage F-1 هم تصاویری را تهیه كرده بودند كه این اطلاعات و تصاویر جمع آوری شده شاكله طرح های حمله متقابل نیروی هوائی عراق را تشكیل می داد . (2) در این راستا طرح های نفوذ نیروی هوائی هم تهیه شد و اقدامات آموزشی و تمرینات عملی شبیه سازی شده هم آغاز گردید . پس از 18 مارس 1990 و در زمان افزایش تهدیدات اسرائیل بر علیه عراق ، نیروی هوائی و پدافند هوائی عراق ماموریت یافتند تا حمله گسترده ای را با حداكثر استفاده از توان ممكن هواپیماهای شكاری و بمب افكن شامل ( Mirage F-1 ، SU-22و SU-24 ) صورت داده و بیشترین تعداد اهداف را عمق خاك اسرائیل را فورا و به سریع ترین شكل ممكن (36 ساعت ) و بدون كسب دستور از فرماندهی كل نیروهای مسلح عراق مورد حمله قرار دهند .


یكی از فرماندهانی كه یگان او درگیر این طرح شده بود می گوید كه اجرای طرح حمله و تمرین های شبیه سازی شده به گردان 121 بمب افكن های سوخوی 24 واگذار شده بود . من در آن مقطع دارای درجه سروانی بودم و مسئولیت معاونت فرماندهی گردان 121 بمب افكن های سوخوی 24 را بر عهده داشتم و به ما اختیار تام داده شده بود تا دسته پروازی مورد نظر را با حفظ اصول پنهانكاری تشكیل دهیم . نام این دسته را هم (برق) گذاشتم . این همان نامی بود كه من با آن پروازهایم را انجام می دادم . زمان آغاز تمرینات پروازی برای انجام حمله مان هم از ماه مایس سال 1990 بود كه در آخرین مرحله تمرینات ، یك حمله شبیه سازی شده به نیروگاه هسته ای تموز در روز 28 حزیران سال 1990 صورت می گرفت.
مدت زمان حمله دو ساعت و پنج دقیقه پیش بینی می شد كه دقیقا با زمان حمله هوائی گسترده سایر یگان های نیروی هوائی عراق یكسان بود.  


حمله هوائی شبیه سازی شده

با هواپیماهایمان از پایگاه هوائی البكر (البلد) به هوا برخاستیم و سپس عملیات سوختگیری هوائی در ارتفاع بالا را به انجام رساندیم و عملیات سوختگیری هوائی را با تزریق مقدار 3 تن سوخت را در عرض 3 دقیقه و نیم بانجام رساندیم . سپس ارتفاع را كم كرده و با پرواز در ارتفاع پائین به سمت منطقه سلمان رفته و حدود 20 كیلومتر از سمت مخفر المعانیه وارد اراضی عربستان سعودی شدیم و با خروج از آنجا به سمت شهر القاسم در نزدیكی شهر حله و در ارتفاع 20 متری پرواز نمودیم و در جهت نیروگاه هسته ای تموز سمت گرفتیم .

در همان حال كلیه افسران كنترل شكاری در تمام مناطق پدافند هوائی بر سر ردیابی ما با یكدیگر رقابت می كردند اما هیچكدام موفق به انجام اینكار نشدند . یگان های پدافند هوائی موشكی و توپخانه نیز در این امر توفیقی نداشتند. لازم است ذكر شود كه در نزدیكی تاسیسات قعقاع برای ایجاد تشویش و اخلال در دید ما در منطقه بین المسیب و المحمودیة اقدام به راه اندازی سامانه های دودزا نمودند.

ماموریت ما این بود كه ما به نیروگاه رسیده و سپس به ارتفاع بالا اوج گرفته سامانه های پادكار الكترونیكی هواپیماهایمان روشن نمائیم . نقشه مانور به صورت كامل انجام شد و به خاطر دارم كه مدت كمی تا غروب آفتاب باقیمانده بود . پس از شبیه سازی بمباران ، به پرواز خود بر فراز رودخانه دیالی در ارتفاع كم ادامه دادیم و هیچكس نتوانست ما را كشف و ردیابی نماید و هیچیك از مناطق پدافند هوائی یا كنترل پرواز نتوانست تعیین كند ما اكنون در كجا قرار داریم چرا كه در آن لحظه در حال پرواز بر روی رودخانه ای در ارتفاع كم بودیم و ارتفاعمان را هم افزایش نداده بودیم و در همان حال در نزدیكی شهر بعقوبه قرار داشتیم . سپس در پایگاه هوایی البكر فرود آمدیم .  

ما برای انجام این ماموریت هیچ گونه دوره آموزشی را در خارج از عراق نگذراندیم و حتی پروازهایمان را از كارشناسان روس كه در گردان پروازی ما حضور داشتند در نهایت مخفی كاری پنهان نگه داشتیم . همگان مهارت و شایستگی ما را می دانستند و حتی كارشناسان روس هم برایشان عجیب بود كه چگونه من تنها با تجربه دو سورتی پرواز ، اقدام به سوختگیری هوائی می نمودم . پس از آن من تنها با چهار سورتی پرواز ، استاد سوختگیری هوائی شدم و روی صندلی سمت چپ (خلبان سوخوی 24 ) می نشستم و سوختگیری می كردم در حالیكه سوختگیری هوائی از روی این صندلی ، بر خلاف صندلی سمت راست ( صندلی كمك خلبان ) بسیار دشوار بود.

در ضمن ما دور از چشم اساتید روس اقدام به سوختگیری در ارتفاع 100 متری می نمودیم در حالیكه محدودیت ارتفاع در سوختگیری هوائی حداقل 1000 متر بود . علت این موفقیت ها هم به مهارت و چیره دستی خلبانان و نیز اعتماد به نفسی بود كه در آن زمان خلبانان ما از آن بهره می بردند . اما طرح حمله را فرماندهی كل نیروی هوائی ترسیم كرده بود ولی با توجه به شرایط حمله و بمنظور ماموریت به بهترین شكل ممكن ، در آن تغییراتی ایجاد كردیم . از لحاظ روحیه هم در سطح بسیار بالائی قرار داشتم و از آمادگی كامل برای انجام ماموریت برخوردار بودم ، همانگونه كه قبلا در انجام ماموریت های مهم به آن پرداخته بودم .  

انتخاب فرماندهان دسته های پروازی بر عهده فرماندهی كل نیروی هوائی بود اما سایر خلبانان شركت كننده را ما در گردان انتخاب می كردیم . انتخاب خلبانان هم در ماه مایس 1990 به پایان رسید و نقشه های پروازی هم توسط ما تهیه گردید ( ما بیشتر از 4 نفر نبودیم ) و در هنگام انجام تمرینات نقشه را به خلبانان می دادیم و پس از ماموریت آن را پس می گرفتیم . دستور فرمانده پایگاه را اطاعت می كردیم و برای انجام ماموریت های آموزشی بیش از دو سورتی پرواز نداشتیم چرا كه ما كاملا مطمئن بودیم كه هدفمان را مورد اصابت قرار خواهیم داد و به سلامت هم از ماموریت باز خواهیم گشت . بنا به تجربه جنگی زیادمان ، هواپیمایمان امكان رسیدن به اهداف خود در عمق اراضی اسرائیل را داشتند و سامانه های راداری اسرائیل هم قادر به كشف و ردیابی هواپیماها نبودند و ما حتی یك كلمه عبری هم بلد نبودیم . كاملا بخاطر می آورم كه مختصات جغرافیائی فرودگاه شرم الشیخ ( مصر) را به عنوان فرودگاه احتیاطی فرا گرفته بودم چرا كه ماموریت من در مقایسه با سایر اعضای دسته از همه دورتر بود . اطلاعات مورد نیاز را هم از تصاویر هوائی گرفته شده بدست آورده بودیم  . ساعت حمله را نمی دانستیم اما هر لحظه انتظار آن را داشتیم .

     



جزئیات حمله
یك دسته پروازی باستعداد 6 بمب افكن مسلح به 4 تن بمب های شدیدالانفجار و مخازن سوخت خارجی از پایگاه هوائی البكر (بلد) به سمت شهر سامراء و در ارتفاع 3 كیلومتری به پرواز در می آمدند . سپس با گردش به چپ به سمت پایگاه هوائی الولید ( H3)  پرواز می كردند و در این مرحله عملیات سوختگیری هوائی بوسیله 3 فروند هواپیما از همان نوع ( سوخو 24) صورت می گرفت و 3 تن سوخت در مدت 3 دقیقه و 15 ثانیه برای هر هواپیما تزریق می گردید . سپس هواپیماهای سوخترسان به پایگاه هوائی البكر بازگشته و دسته پروازی به مسیر خود ادامه می داد و در همین لحظه یك دسته پروازی دیگر متشكل از جنگنده های میراژ اف 1 در نزدیكی پایگاه الولید به این دسته ملحق می شد . سپس جنگنده های میراژ باز گشت نموده و دسته پروازی تا ارتفاع 20 متری كاهش ارتفاع داده و به سمت خاك اردن پرواز می كردند . هنگام ورود به اراضی اردن ، دسته پروازی به سه دسته دو فروندی تقسیم و هر دسته به سمت نقطه IP كه از قبل برایش  تعیین شده بود ادامه مسیر می داد . اهداف مورد نظر برای هر دسته عبارت بودند از پایگاه های نظامی در كریات شمونه برای دسته اول ، نیروگاه هسته ای دیمونا برای دسته دوم و بندر ایلات برای دسته سوم ( كه این دورترین هدف محسوب می شد (و من مامور انجام آن بودم)) .

یك دقیقه مانده به هدف دسته های پروازی اقدام به انجام مانور افعی (؟) و سپس ورود به محدوده هدف می نمودند تا به این ترتیب پدافند موشكی مستقر در منطقه نتواند هواپیماها را ردیابی نماید. پس از شناسائی و انهدام هدف كه حدود 30 ثانیه به طول می انجامید هواپیماها از طریق خاك اردن به سمت عراق باز می گشتند و در صورتی كه هواپیما مورد اصابت واقع و یا دچار نقص فنی می شد ، در كانال پرواز بین المللی سریع كه اردن را به عراق وصل می كرد فرود می آمد كه از قبل محدوده آن نقطه فرود اضطراری ( كه خطی مستقیم و دارای طول كافی بوده ) تعیین شده بود. در مسیر بازگشت یك دسته هواپیمای دیگر منتظر هواپیماهای ما بودند تا آنها را حمایت كنند.

تا زمانی كه دستور آمد كه كلیه هواپیماهای گردان را به ایران منتقل كنیم ، ماموریت ( حمله با اسرائیل ) لغو نشده بود. ما هرگونه مشاركت در انتقال هواپیماها را رد كردیم چرا كه به ما اجرای ماموریت محول شده بود و ما در این را تمرینات زیادی را انجام داده بودیم وحتی خود فرمانده پایگاه این دستور را به ما ابلاغ نموده بود . خود او نیز با فرماندهان و مقامات بالاتر تماس گرفت و در آنجا بود كه به او فرمان انتقال هواپیماها به ایران را ابلاغ كردند و این یك فرمان سیاسی بود و نه نظامی . با این فرمان ، نقشه حمله ای كه و در نهایت دقت و توجه زیاد مقامات ستاد و خلبانان طراحی شده بود لغو گردید . ....



توضیحات :

1-     مكان فرودگاه های اضطراری با در نظر گرفتن تمام حالات و احتمالات ممكن كه می توانست برای هواپیماها پس از انهدام اهداف رخ دهد تعیین گردید.
2-     مخازن سوخت خارجی پس از خالی شدن در مسیر بازگشت و یا قبل از رسیدن به هدف رها سازی می شدند.  
3-     در مسیر بازگشت در صورت نیاز به سوخت اضافی ، امكان سوختگیری از 3 فروند هواپیمای سوخترسان ( از همان نوع ) وجود داشت .
4-     پس از بازگشت ( ورود به خاك عراق ) كاهش ارتفاع ممكن نبود مگر آنكه اطمینان حاصل شود كه هواپیماهای دیگری دسته را دنبال نمی كنند.
5-     نقطه IP نقطه ای است كه دسته پروازی با رسیدن به آن انتظار دارد در محدوده هدف قرار گیرد . این نقطه برای دسته كاملا مشخص و برای دشمن نا آشناست .  


پی نوشت :

1)     همه می دانند كه تا قبل از آن زمان صدام حسین به سلاح های شیمیائی و حتی بیولوژیك دست یافته و از آن بر علیه افراد نظامی و غیر نظامی ایرانی و اكراد عراقی استفاده كرده بود.
2)  عراق با توجه به روابط بسیارخوب خود در زمان ملك حسین پادشاه وقت اردن و با استفاده از هواپیماهایMirage  اقدام به پروازهای شناسائی از درون خاك اردن بر خاك اسرائیل می نمود . غافل از آنكه اسرائیل هواپیماهای عراقی را كاملا شناسائی كرده و چندین بار هم به اردن هشدار داده بود. لازم به ذكر است كه نیروی هوائی اردن هم یكی از كاربران هواپیماهای Mirage F-1 بوده است .



طبقه بندی: متفرقه های نظامی، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ