تبلیغات
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان - سریعترین فانتوم
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان


مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 آبان 1395
سریعترین فانتوم
سریع ترین شبح قرن بیستم برنامه مشترک نیروی هوایی ارتش ایالات متحده و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی با هدف ارتقاء پرنده های F-4 و افزایش سرعت پیمایشی آن به 3.2 ماخ برای اجرای ماموریت های شناسایی در ارتفاع بالا و سرعت فراصوت


در ششم نوامبر 1971 ، پرنده های شناسایی بلندپرواز MIG-25 R نیروی هوایی شوروی ، جمعی یگان مستقل شناسایی شصت و پنجم ، به درخواست رییس جمهور مصر و با هدف اجرای ماموریتهای شناسایی بر فراز سرزمین های اشغالی ، آشیانه های مستحکم خود در شوروی را ترک و پس از چند ساعت پرواز ، وارد یک پایگاه ناشناس نیروی هوایی مصر در نزدیکی قاهره شدند و بلافاصله به آشیانه های سخت سازی شده ای که ویژه این پرنده های محرمانه ساخته شده بود ، انتقال یافتند .



فاکس بت به رجیستر RED 41

بدلیل حساسیت شرایط برای ارتش مصر ، روسها بهترین خلبانان شناسایی موجود در نیروی هوایی ارتش سرخ را به همراه فرمانده پرتجربه این یگان ، یعنی سرهنگ الکساندر وژنوتز ( دارنده مدال قهرمانی ارتش سرخ ) به مصر اعزام نموده بودند .
فاکس بتهای شناسایی روسی که سریعترین پرنده شناسایی موجود در سازمان رزم بلوک شرق بشمار می آمدند ، بلافاصله و بسرعت ، پس از فرود و با هدف جلوگیری از افشاء هویت واقعی ، به علائم استاندارد نیروی هوایی عربی مصر در آمده و خدمه پروازی نیز با ایجاد یک حصار امنیتی ، بشدت تحت حفاظت قرار گرفتند .



خفاش روسی نسخه RB در یکی از پایگاه های هوایی نیروی هوایی مصر در نزدیکی قاهره (1973)


اما ورود این پرنده ها از چشم کارشناسان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دور نماند ، چرا که با وجود فوق محرمانه بودن حضور این هواپیماها ، به محض آنکه نخستین پرواز شناسایی با سرعت بالا و درارتفاع 75000 فوتی بر فراز صحرای سینا و بخصوص ،گذرگاه استراتژیک \" میتلا\" انجام گرفت ، کارشناسان نظامی IAF با توجه به متغییرهای پروازی ، نسبت به حضور این پرنده ها ، آگاهی یافتند .با توجه به حساسیت این مساله برای IAF و همچنین اطلاع خلبانان روس از ناتوانی رهگیرهای مستقر در سرزمین های اشغالی و همچنین پدافند هوایی این رژیم که موجب بی پروایی آنان در زمان اجرای ماموریتهای شناسایی می گردید ، مقابله با این تهدید جدید ، در دستور کار قرار گرفت .اما پس از چند مرحله رهگیری ناموفق که موجب ناامیدی فرماندهان وقت IAF را فراهم آورد ، این بار ، نیروی هوایی رژیم صهیونیستی عزم خود را جزم نمود تا حساب خود را با فاکس بتهای روسی تصفیه کند . بدین منظور ، نیروی هوایی با هدف مقابله با این تهدید ، یک جفت جنگنده F-4E را که توسط صنایع هوا- فضای این رژیم ، بصورت ویژه ای ارتقاء یافته و به موشکهای AIM-7E مسلح گردیده بود را برای اجرای عملیات رهگیری ، همواره در شرایط آلرت نگهداری می نمود .





با چنین آماده سازی هایی ، در جریان یکی از ماموریتهای شناسایی فاکس بتها بر فراز صحرای سینا ، به محض اطلاع از ورود پرنده های مهاجم به فضای هوایی سرزمین های اشغالی ، دو فروند فانتوم فوق الذکر ، بلافاصله از پایگاه برخاسته و بسرعت خود را به ارتفاع مناسب جهت اجرای عملیات رهگیری ( 44000 فوتی ) رسانده و بدون تعلل ، مهمات خود را بسوی اهداف مورد نظر شلیک نمودند .





اسپاروهای شلیک شده ، مراحل شلیک را پشت سرگذاشته و سرجنگی موشک نیز در برد موثر خود ، بخوبی عمل نمود . اما میگ های روسی که قبلاً از ورود فانتوم ها ، آگاه شده بودند ، با استفاده از دو ویژگی ، یعنی سرعت و ارتفاع پروازی بالا ، شتاب گرفته و از منطقه خطر دور شدند ، هرچند اگر اسپاروها به میگ ها هم می رسیدند ، با توجه به ارتفاع پرواز فاکس بتها ، احتمالاً ماسوره مجاورتی آنها بخوبی عمل نمی نمود .




علیرغم اینکه فانتوم های IAF ، تقریباً لبه فناوری موجود در آن زمان بودند ، اما در مقابل خفاش های شناسایی روسی ، شانس چندانی ( به جهت اجرای موفق عملیات رهگیری ) نداشتند .

ناتوانی فانتومهای رهگیر در کنار عدم برد کافی پدافند هاوک ، بدان معنی بود که نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، هیچ برگ برنده و چاره ای در مقابل میگ های بلندپرواز روسی در اختیار ندارد ، بنابراین ، وجود چنین تهدیدی ، آنان را مجبور نمود تا به دفاتر طراحی متوسل شوند .




اهمیت این تهدید جدید ، آنچنان بود که \"کنست\" ( مجلس قانونگذاری رژیم صهیونیستی ) در ماه مارس 1971 ، برای بحث و چاره جویی و چگونگی پاسخ به پروازهای شناسایی نیروی هوایی مصر ، حداقل دوبار جلسه اضطراری برگزار نمود و علاوه برآن ،یک یگان عملیات ویژه ، برای بررسی دقیق تر پایگاه محل استقرار این پرنده های شناسایی ، به عمق خاک مصر اعزام شدند .

علاوه برآن ، عناصر وابسته به اطلاعات نظامی ارتش این رژیم موفق شدند تا با ایجاد یک خط ارتباطی میان خود و خدمه پرواز فاکس بتها ، رشوه یک میلیون دلاری و خرید یک ویلا در ساحل مدیترانه رابه خلبانان روسی پیشنهاد دهند که همه این تلاش ها به شکست انجامید .

شروع برنامه :



(تصویر فوق-دوربین های قدرتمند فاکس بتهای روسی ، وجب به وجب صحرای سینا را برای ارتش مصر مورد شناسایی قرار دادند تا اطلاعات کاملی از آرایش رزمی IDF برای ژنرال سعدالدین شاذلی فراهم آید )


روسها که عدم توانایی IAF را برای رهگیری خفاش های بلندپرواز خود ، تجربه نمودند ، در ماموریتهای بعدی ، با آسودگی و دقت بیشتری ، ماموریتهای حساس خود را انجام می دادند . براساس اطلاعات منتشر شده ، علیرغم اجرای ماموریتهای متعدد شناسایی ، IAF صرفاً در 3 مورد موفق شد پرنده های روسی را کشف و به سختی آنها را مورد رهگیری قرار دهد .

نخستین مورد که شرح آن در بخش نخست تشریح شد ، در 6 نوامبر 1971 بوقوع پیوست .

دومین ماموریت کشف شده توسط IAF ، در 10 مارس 1972 انجام شد که در جریان آن یک فورمیشن دو فروندی فاکس بت با سرعت 2.5 ماخ و در ارتفاع 75000 فوتی وارد فضای هوایی صحرای سینا شد که به شکل مشخص با هدف جمع آوری اطلاعات و عکس برداری از پایگاه های هوایی نیروی هوایی رژیم صهیونیستی صورت گرفت .

سومین ماموریت که در 16 ماه مه 1972 صورت گرفت ، فاکس بتهای روسی با قرار گرفتن در امتداد ساحل پورت سعید ، بسمت شرم الشیخ ، بطور کامل مواضع دفاعی IDF را مورد شناسایی قرار دادند.





فاکس بت شناسایی نیروی هوایی ارتش سرخ به رجیستر بدنه RED 41 یکی از پرنده هایی بشمار می آمد که پروازهای متعددی را بر فراز سینا ثبت نمود

بدین ترتیب ، علیرغم آنکه پروازهای شناسایی روسها ، با پایان یافتن جنگ 1973 متوقف شد ، اما پروازهای شناسایی در ارتفاع و سرعت بالا ، چنان بر فرماندهان IAF تاثیرگذار بود که موجب گردید تا آنها بدنبال ایجاد چنین قابلیتهایی در نیروی خود باشند . بنابراین ، وقوع چنین حادثه ای باعث شد تا IAF ، برنامه خود برای ساخت یا خرید یک پلت فرم موثر شناسایی ( که از مدتها قبل آغاز شده بود ) را با سرعت بیشتری پیگیری نماید . برای نیل به چنین هدفی ، درابتدا ، پیشنهاد خرید یک دستگاه دوربین HIAC-1 که در آنزمان بعنوان یک غلاف شناسایی ارتفاع بالا طبقه بندی می گردید ، به شرکت سازنده ، یعنی جنرال داینامیکز ، ارائه شد .

اما حجم و اندازه این دوربین ، به اندازه ای بزرگ بود که صرفاًتوسط پرنده های بزرگی نظیر RB-57F که نسخه شناسایی بمب افکن بریتانیایی کانبرا ، بشمار می رفت و در آن زمان تحت امتیاز ، از سوی دو شرکت \" مارتین\"و \" جنرال داینامیکز\" تولید می شدند ، قابل حمل بود و علاوه برآن ، صدور چنین تجهیزات حساسی ، به مجوزهای سخت گیرانه کنگره نیاز داشت .







بمب افکن کانبرا RB-57F

اما با تغییر سیاستهای صدور سلاح توسط ایالات متحده به سال 1971، صدور مجوز خرید برای کشورهای خاصی ، بلااشکال تشخیص داده شد . برهمین اساس ، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، بنا بردرخواست IAF ، توسعه یک غلاف شناسایی جدید که با شناسه G-139 ، شناخته می شد را در دستور کار خود قرار داد .





ویژگی های این غلاف جدید در دو پارامتر اندازه و وزن ، به گونه ای بود که جنگنده/بمب افکن F-4 قادر بود تا آن را در جایگاه مرکزی بدنه نصب و بکار گیرد، اما علیرغم کوشش های بعمل آمده ، مقیاس غلاف فوق ( 22 فوت درازا و 4000 پاوند وزن ) ، موجب کاهش کارایی پرنده بکارگیرنده آن می گردید .

با این حال ، این غلاف به همراه پرنده های شناسایی RF-4C ، نخستین ماموریت خود را در شرایط واقعی ،بر فراز مرزمشترک میان کره شمالی و جنوبی به انجام رساند .




پرنده شناسایی RF-4C مسلح به غلاف شناسایی HIAC (اندازه بزرگ این غلاف به حدی بود که سطح زیرین ان تنها ده سانتی متر با زمین فاصله داشت)

از سویی دیگر ، به محض اطلاع فرماندهان IAF از توسعه این غلاف شناسایی ، که به شکل خاص توسط فانتوم ها قابل حمل بود ، موجب شد تا مقامات نیروی هوایی این رژیم ، بدان علاقه مند شده و همین توجه خاص ، تولد پروژه ای تحت عنوان PEACE JACK را به منظور صادرات این مجموعه شناسایی پیشرفته به سرزمین های اشغالی رقم زد .اما خوشحالی های نخستین ،بتدریج جای خود را به نگرانی ناشی از تاثیر سوء بکارگیری این غلاف شناسایی بر روی عملکرد پروازی فانتوم های IAF داد .

در نتیجه ، مجدداً شرکت جنرال داینامیکز برای رفع این نگرانی انتخاب گردید ومهندسان این شرکت ، پس از بررسی های اولیه به این نتیجه رسیدند که بهترین روش حل مشکل ، به جای تلاش بیشتر در سبک تر نمودن غلاف G-139 ، افزایش کارایی عملکردهای پروازی فانتوم های بکارگیرنده آن ، بشمار می آید ، بنابراین ، شرکت فوق الذکر ، با الهام از یک ایده نسبتاً قدیمی ، یعنی استفاده از سیستم تزریق ترکیب متانول/ آب ،به ورودی هوای موتور با هدف افزایش تراست پیشرانه های دوقلوی اف-4 ، پروژه جدیدی را آغاز نمود .



یک ایده قدیمی برای یک پرنده جدید : در 9 دسامبر 1959 ، پروژه ای موسوم به SKY BURNER ، با هدف افزایش توانایی های جنگنده های اف-4 جهت برای ثبت رکوردهای پروازی در ارتفاع وسرعت بالا ، کلید خورد و همه تلاش شرکت مک دانل داگلاس برای رسیدن به این هدف ، بر روی یک شیوه ، یعنی تزریق ترکیب آب/ متانول به ورودی هوای پیشرانه های یکفروند F-4 H.1 متمرکز گردید به همین منظور ، یک مخزن بزرگ در بخش انتهایی نزدیک به کابین عقب این پرنده که بطور معمول محل استقرار افسر تسلیحات (WSO) بود ، در نظر گرفته شد . علاوه برآن ، طلق بخش جلویی آسمانه که ممکن بود در سرعتهای بالا
و بدلیل اصطکاک بیش از حد ، در خطر خرد شدن قرار بگیرد ، تقویت گردید.




سرهنگ دوم سپاه تفنگداران ایالات متحده ، باب رابینسون در کنار جنگنده F-4H.1 خود ( پروژه SKY BURNER)

با این تفاسیر ، پس از دوسال ، یعنی در 22 نوامبر1961 ، سرهنگ دوم ، باب رابینسون ، جمعی سپاه تفنگداران ارتش ایالات متحده ، فانتوم اصلاح شده را در جریان یک پرواز آزمایشی ، به سرعت \"1606.340 \"مایل در ساعت رساند که بعنوان یک رکورد جدید ، به ثبت رسید .
امضای کاربر : افلاطون در بخشی از توصیف ایرانیان گفت :
آنان از نژاد خدایانند

شنبه 28 آذر 1394 - 12:10

ارسال پ.خ نقل قول تشکر گزارش به مدیریت
تشکر شده: 16 کاربر از crounus2000 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: f-14a &memar64 &mehdi &25221 &ramin1372 &terminator4 &simorgh146 &galla &viper-59 &espadan &takavar313 &rubik &khalabanofiriaf &mo-nia &mehdilo &hasanali &


ارسال‌ها : 3737
عضویت: 14 /8 /1392
محل زندگی: گرگان
سن: 32
تشکرها : 20632
تشکر شده : 19870
انجمن ای ار ارتش

پاسخ : 1 RE سریعترین فانتوم
بخش دوم و پایانی

با توجه به موفقیت آمیز بودن این پروژه ، جنرال داینامیکز ساخت نسخه جدیدی از جنگنده افسانه ای F-4 را با شناسه F-4X در دستور کار خود قرار داد .

این پرنده جدید ، به یک مخزن آب به ظرفیت 300 گالنکه در بخش فوقانی سازه هوایی قرار می گرفت و بدنه آن توانایی مقاومت دربرابر حرارت ناشی پیشرانه ها را داشت ، مجهز شده بود .


مایع ترکیبی فوق الذکر ، که برای خنک نمودن هوای بخش ماقبل کمپرسور (PCC) پیشرانه جنرال الکتریک J-79 مورد نیاز بود ، سه هدف عمده را در نظر داشت :

1-خنک نمودن هوای ورودی به کمپرسور .

2- افزایش جرم هوای ورودی به پیشرانه ها که بطور طبیعی موجب افزایش رانش می گردید .

3- اضافه نمودن یک اکسید کننده به پس سوزها .

پس از اجرای ارتقاء فوق الذکر واطمینان یافتن از صحت عملکرد آن توسط شرکت جنرال الکتریک ، ادامه کار برای مهندسان پروژه F-4X نسبتاً آسان گردید.

در جریان آزمایشات صورت گرفته و با خنک سازی هوای ورودی به کمپرسورها (PCC) ، رانش پیشرانه های دوقلوی J-79 به بیش از 50 درصد افزایش یافت که رضایت بخش بحساب می آمد .

این افزایش 50 درصدی ، موجب افزایش چشمگیری در سرعت پیمایشی پرنده فوق می شد ،هر چند برای این کار ، اندازه و شکل ورودی های هوا در بخش جلویی بدنه هواپیما دچار تغییرات بزرگی گردید و علاوه برآن ، برای هدایت هوای ورودی به پیشرانه ها نیز ، یک سیستم پیچیده شامل یکسری صفحات داخلی در تونل منتهی به پیشرانه ها در نظر گرفته شد .




یکی از مهمترین مشخصات فانتوم جدید ، تغییر ورودی های هوای پیشرانه J-79 بشمار می رفت . آسمانه پرنده جدید با مواد ویژه ای ( پلی کربنات ) تقویت گردید تا حرارت ناشی از اصطکاک در سرعتهای بالا ، مساله ساز نگردد . در نهایت برای انجام یک پرواز ایمن ، سیستم کنترل پرواز ارتقاء و مساحت سکان عمودی افزایش یافت .




فتوفانتوم IAF به رجیستر 7576-69
در همین بازه زمانی ، شرکت تولید کننده دوربین HIAC-1 موفق شد تا یک نسخه کوچکتر و سبک تر از دوربین فوق را تولید کند ، به شکلی که بتوان آن را در دماغه جنگنده اف-4 نصب نمود .

با این نوآوری ، دیگری نیازی به نصب غلاف سنگین G-139 ، نبود ، در نتیجه با کاهش سطوح "پسا" ، عملکردهای پروازی پرنده شناسایی جدید ، مجدداً افزایش یافت و سرعت پیمایشی آن از 4/2 ماخ به 2/3 ماخ رسید .




A= طراحی دوباره بخش دماغه فانتوم برایث دوربین جدید
HIAC-1
B= تقویت آسمانه با مواد پلی کربنات برای مقاومت در برابر اصطکاک بوجود آمده در سرعتهای بالا
C = اضافه نمودن دو مخزن حاوی مایع خنک کننده
D= اصلاح و تقویت کنترلهای پروازی
E= بهبود ساختار شبکه ای طولی بدنه
F= افزایش مساحت سکان عمودی
G= دریچه های دسترسی دوربین
H= مکانیزم کنترل هوای ورودی به پیشرانه
I= تغییر ورودی هوای پیشرانه
J= اضافه شدن مکانیزم تزریق آب به پیشرانه با هدف خنک سازی

اما ظاهراً با نزدیک شدن به مراحل پایانی پروژه و روشن شدن عملکرد فوق العاده آن ، تردیدهای بسیار جّدی در مجموعه وزارت دفاع ایالات متحده ، جهت تصمیم گیری برای صادرات نسخه جدید بوجود آمد ، چرا که هیچ کشوری به جز ایالات متحده و اتحاد شوروی نیازی به یک پرنده شناسایی با سرعت 3 ماخ در خود احساس نمی نمود .

مسکوت ماندن پروژه برای متحد نزدیک :

اما چرا فروش این پرنده به جدی ترین مشتری آن ، یعنی IAF ، مسکوت ماند وادامه نیافت !! نورمن پولمار ، در کتاب خود با عنوان

" تاریخچه غیر محرمانه U-2"
بخوبی ، نگرانی های ایالات متحده برای فروش این پرنده های سریع السیر به رژیم صهیونیستی را تشریح می کند .

وی در این باره می نویسد :
" با آغاز ماه اوت 1970 ، دو فروند پرنده شناسایی یو-2 جمعی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، درجریان بحران سوئز ، و باهدف اجرای ماموریت شناسایی ، از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در قبرس ( پایگاه آکروتیری AKROTIRI) به پرواز در آمده و با عبور از حریم هوایی سرزمین های اشغالی ، ماموریت خود را به انجام رساندند .

اما پس از نخستین پرواز یو-2 ها ، موشه دایان ( وزیر وقت دفاع رژیم صهیونیستی ) با احضار سفیر وقت ایالات متحده در تل آویو ، از اینکه پرنده های شناسایی ارتش ایالات متحده ، درحدود 5 کیلومتر از دالان مشخص شده بر فراز سرزمین های اشغالی ، منحرف شده است ، بشدت به وی اعتراض نمود و تهدید کرد که در صورت تکرار ، به رهگیرهای اف-4 نیروی هوایی ، دستورشلیک به پرنده خاطی را خواهد داد"




اتخاذ چنین عکس العملی برای کارشناسان وزارت امور خارجه ایالات متحده ، آن هم از سوی یک کشور دوست و متحّد ، که تهدید به سرنگون نمودن پرنده شناسایی آمریکایی می نمود ، قابل درک نبود .

اما علیرغم این تردیدها ، بدلیل اینکه پروژه F-4X فاقد رادار مناسب برای موشکهای هدایت راداری بود ، اجازه ادامه پروژه داده شد .





تغییرات صورت گرفته در نسخه RF-4X
بنابراین ، با فرارسیدن نوامبر 1974 ، یکفروند جنگنده/ بمب افکن F-4E نیروی هوایی رژیم صهیونیستی به فورت ورث و تاسیسات جنرال داینامیکز پرواز نمود تا بعنوان بستر آزمایش ، مورد استفاده قرار گیرد .



این پروژه باورود جت اسراییلی آغاز شد و مهندسان جنرال داینامیکز براساس برنامه از پیش تعیین شده ، تا سال 1975 ، یعنی زمانی که این پروژه با مشکلات جدّی مواجه گردید ، مشغول کار بر روی آن بودند .

اما دراین سال ، کارشناسان جنرال داینامیکز به این نتیجه رسیدند که تزریق ترکیب آب/ متانول به هوای ورودی کمپرسور (PCC) ، می تواند موجب انبساط شدید تیغه های توربین پیشرانه ها و بروز فاجعه در سرعتهای بالا گردد .




بطور همزمان ، مک دانل داگلاس ، پروژه طراحی و ساخت نمونه آزمایشی جنگنده F-15 EAGLE را به پایان رسانده بود و پس از موافقت کنگره و تصویب بودجه مورد نیاز ، درخط تولید قرار گرفت .



بنابراین ، از آنجا که ممکن بود F-4 X ، با هزینه کمتر ، عملکرد بهتری از خود نشان دهد ، مقامات ارشد نیروی هوایی ایالات متحده ، بشدت نگران تصمیم کنگره در کاهش بودجه لازم برای تولید موردنیاز ایگل برای این نیرو شدند .

علاوه برآن ، کارشناسان وزارت امور خارجه ایالات متحده ، هنوز نگران دستیابی IAF به این پرنده و استفاده از آن بعنوان یک رهگیر و ایجاد مزاحمت برای هواپیماهای شناسایی آمریکایی و حتی هدف قرار دادن پرنده های شناسایی روسی بود که این ، خود یک جرقّه برای ایجاد یک دردسر بین المللی می گردید.

این دو عامل در کنار مشکلات فنّی ، نهایتاً ناقوس مرگ پروژه F-4 X را بصدا در آورد .بدین ترتیب ، برنامه F-4 X بصورت نیمه کاره ، رها گردید .



فتوفانتوم نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در تاسیسات جنرال داینامیکز


اما نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، همچنان بدنبال نصب دوربین های سری HIAC-1 ، بر روی فانتوم های خود بود ، در نتیجه ، دو فروند دیگر از اف-4 های این نیرو ، برای ادامه پروژه نصب دوربین ها ، به فانتوم نخست ، اضافه شدند و با پایان یافتن مراحل نصب این دوربین ها بر روی فانتوم های فوق الذکر ، هرسه به نسخه جدیدی از RF-4E ارتقاء یافتند .




در این میان ، یک نکته قابل ذکر خواهد بود که بعلت آنچه که کمبود بودجه نام گرفت ، شرکت جنرال داینامیکز هرگز نتوانست پیشرانه های ارتقاء یافته J-79 را دریافت نماید .

سه فروند فانتوم شناسایی نیز پس از تکمیل در یک بازه دوساله ( 77-1976) ، به IAF تحویل و به اسکادرانهای های مربوطه ارجاع داده شدند .

با ورود این پرنده های شناسایی جدید به سازمان رزم IAF ، خدمه پروازی ، این پرنده ها را به طنز ، لقب حلزون عکاس (Tsalam Shablul) نامیدند ، چرا که علاوه بر کاهش توان پیشرانه ها بعلت سنگینی دوربین ها ، از آنجا که این حلزون های عکاس ، می بایست ، ماموریتهای خود را در ارتفاع نزدیک به 70000 پا اجرا می نمودند ، خلبان و افسر سیستم ها ، به صورت اجباری ، لباس پرواز در ارتفاعات بالا را که در آنزمان توسط شرکت کلارک و با شناسه A/P 22 S-6 ، برای خدمه پرنده های شناسایی ایالات متحده تولید شده بود، بر تن می نمودند .




فتوفانتوم نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در تاسیسات جنرال داینامیکز حلزون های عکاس IAF ، پس از طی دوران خدمت پر فراز و نشیب خود ، سرانجام در ماه مه 2004 ، بازنشسته شدند . از 3 فروند تحویلی ، دو فروند در انبارهای پایگاه هوایی "اودا" بعنوان ذخیره ، انبار شده و فروند سوم نیز در موزه IAF و در پایگاه هوایی هاتزاریم ، در معرض دید عموم قرار گرفت .





طبقه بندی: هوانوردی نظامی، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ