تبلیغات
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان - بیان حملات نیروی هوائی عراق در جنگ از سوی نظامیان عراقی
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان


حمله به نیروگاه برق مسجد سلیمان
راوی : عبد الرحمن العبیدی




1-حدود 36 سال قبل در تاریخ عراق عظیم و در نهمین ماه از سال 1980 ، عقابان نیروی هوائی عراق با همت و ثبات قدم ماموریت های جنگی خود را در عمق اراضی ایران انجام می دادند تا تاسیسات اقتصادی و نظامی دشمن را نابود سازند و هر آنچه را که دشمن از آنها بهره می برد را از میان بردارند.


2-در روز سه شنبه برابر با 7 تشرین الاول 1980 ( تقریبا 17 مهر ماه سال 1359 ) من به همراه تعدادی از دوستانم در اطاق پرواز پایگاه که در آن نقشه های مخصوص ویژه اهداف عمومی و خاص نشسته بودیم . در کنار این اطاق ، دفتر فرمانده پایگاه سرهنگ خلبان سالم سلطان عبد الله البصو قرار داشت و ما منتظر ابلاغ ماموریت بعدی بودیم که فرمانده پایگاه دو تن از خلبانان را برای انجام یک ماموریت جنگی احضار نمود. نوبت من شده بود که به ماموریت اعزام شوم و در موقع ورود به اطاق فرمانده به من نگاه کرد و گفت : ق این ماموریت برای تو نیست . من که هنوز نمی دانستم چه ماموریتی در پیش است گفتم : قربان نوبت من است و من منتظر انجام ماموریت بودم . او پاسخ داد : من دو خلبان دیگر را صدا زدم چون هدف نزدیک است و انجام این ماموریت هم ساده . دو تن از خلبانان به نامهای ستوانیکم ط م ك و ستوانیک م س م هم احضار و انجام ماموریت در نزدیکی شهر اهواز به ایشان ابلاغ گردید .


3- پس از گذشت حدود نیمساعت فرمانده پایگاه من را به حضور طلبید . من در اطاق پرواز نشسته و منتظر نوبت برای انجام ماموریت بودم . وارد اطاق فرمانده که شدم او در کنار یک نقشه دیواری ایستاده بود . انگشت خود را روی هدف قرار داد و گفت : ق این ماموریت توست . به هدف که در میان کوهها و دره ها واقع شده بود نگاهی کردم . گفتم : قربان من آماده هستم . فرمانده پایگاه من را برای اهداف دوردست و دشوار انتخاب کرده بود چون او من را می شناخت و می دانست خود را به اذن خدا تبارک و تعالی به هر شکل ممکن به هر هدفی می رسانم  و او به مهارت من ایمان و اعتماد فراوانی داشت . فرمانده به من گفت که قبلا سه دسته از بمب افکن های پشتیبانی نزدیک پایگاه هوائی امام علی (ع) و ابی عبیده برای انهدام این هدف اعزام شده اند اما نتوانسته اند به آن دست یابند. پس از اطلاع از موقعیت هدف ، مشخص شد که هدف نیروگاه برق شهر مسجد سلیمان است که کار تغذیه این شهر و تمام مناطق و شهرک های اطراف را بر عهده دارد . پس از ابلاغ ماموریت از سوی فرمانده کار تهیه نقشه پروازی را به شکل کاملا دقیق و رسم مختصات و مناطق مهم در روی نقشه و تعیین دقیق هدف در بین رشته کوههای بلند و دره های عمیق را انجام دادیم . حتی برخی زمین ها و جود داشت که نور خورشید به آنجا نمی رسید .


4-در روز سه شنبه 7 تشرین الاول 1980 ( تقریبا 17 مهر ماه سال 1359 ) ماموریت حمله به نیروگاه برق مسجد سلیمان در قالب یک دسته دو فروندی از بمب افکن های سوخوی 22 به فرماندهی اینجانب سروان خلبان ق ر ع و ستوانیکم خلبان جاسم عبد مراد به عنوان شماره 2 به من ابلاغ گردید . محموله هر هواپیما عبارت بود از : چهار عدد بمب 500 کیلوگرمی شدیدالانفجار + دو مخزن سوخت خارجی 800 کیلوگرمی + دو توپ 30 میلیمتری هر کدام با 80 و جمعا 160 گلوله (برای هر هواپیما)
جزئیات ماموریت از لحظه روشن کردن موتورها ، برخاست هواپیماها ، مسیر پرواز و انهدام هدف تا بازگشت و فرود در پایگاه با دقت تمام برای شماره 2 توضیح داده شد .



5-دسته پروازی به سلامت به هوا برخاست و گردشی 358 درجه به سمت راست و در جهت منطقه الدیر در مدت 3 دقیقه و با سرعت 900 کیلومتر بر ساعت و در فاصله 45 کیلومتری نمود . پس از رسیدن به منطقه الدیر مجددا گردشی  060 درجه به سمت راست و در زمان 17 دقیقه و فاصله 260 کیلومتری و در ارتفاع پائین 15 الی 20 متری نمود . پس از عبور از نقطه اول ( الدیر) زمین بسیار باز و فاقد هرگونه عارضه ای بود و فقط تعدادی دکل های برق فشار قوی دیده می شد و پس از ادامه مسیر به سمت هدف ، زمین موجناک شد تا اینکه به نخستین رشته کوههای مرتفع رسیدیم و پس از آن هم رشته کوههای دوم و سوم پدیدار شدند . در اینجا زمان از پیش تعیین شده برای رسیدن به هدف به پایان رسیده بود اما هیچ اثری از نیروگاه را مشاهده نکردم . تصمیم گرفتم تا حدود 30 ثانیه به سمت جلو با حفظ سمت و سرعت هواپیما ادامه مسیر بدهم تا مسافت حدود 7.5 کیلومتر را طی کنم . سپس هواپیما را به پهلو غلطاندم  و به پائین و یک دره عمیق نگاه کردم و تعدادی دکل برق فشار قوی را مشاهده نمودم . به چپ چرخیدم و شروع کردم به پرواز برفراز دکل ها در میان دو رشته کوه دوم و سوم  . همانطور که به جلو می رفتم شهر کوچکی را در دامنه کوه ها و در سمت چپ خودم دیدم . با ادامه مسیر به جلو توانستم نیروگاه برق را در سمت راست خود ببینم . خیلی خوشحال شدم و این لحظات چقدر زیبا و با سعادت بودند . با رسیدن به هدف که در میان کوههای بلند و در یک دره عمیق واقع شده بود آن را در میان سایت هدف گیری هواپیمایم قرار دادم و سپس با گفتن کلمه الله دگمه رها سازی بمب ها را فشردم  . بمبها مستقیما به محوطه نیروگاه اصابت کردند و به طور کاملا تخریب شد و تیرهای برق را می دیدم که به آسمان پرتاب می شدند . سپس دسته پروازی به سلامت از محوطه هدف خارج شد .


6-چند دقیقه بعد شماره 2 در رادیو من را صدا کرد و گفت : قربان می خواهم مخازن سوخت خارجی را رها کنم چون خالی شده اند. من به او گفت : نه نه آنها را رها نکن . این کار ضرورتی ندارد. شماره 2 در طول این ماموریت بسیار عصبی به نظر می رسید و در ارتفاع بسیار کم و حتی گاهی اوقات در زمین های مسطح با ارتفاع کمتر از فرمانده دسته پرواز می کرد . چندین بار در طول مسیر و مخصوصا در راه بازگشت به او تذکر دادم . مسیر بازگشت به پایگاه 236 درجه و مسافت 260 کیلومتر و زمان هم 15 دقیقه بود . (بعلت سبک شدن هواپیماها ) سرعت در مسیر بازگشت بیشتر از مسیر رفت بود . دسته پروازی به سلامت بازگشت و فرود آمد و الحمدلله . پس از فرود و ملاقاتم با شماره 2 خیلی شدید او را تنبیه کردم تا بار دیگر این سرپیچی ها از دستور و پرواز در ارتفاع کمتر از فرمانده دسته صورت نگیرد و به او گفتم در صورت تکرار پروازهایت را متوقف خواهم ساخت . او هم گفت : قربان ان شاء الله دیگر تکرار نخواهد شد . از رسیدن به هدف و انهدام کامل آن خیلی خوشحال بودم و از انجام چنین ماموریت بزرگی بسیار به خود می بالیدم  . والعظمة لله الواحد الاحد


فرمانده پایگاه باستقبالم آمد در حالیکه بسیار شاد بود و خوشحالی از چهره اش کاملا هویدا بود . استقبال بسیار گرمی بعمل آورد و خدای را بابت سلامتی ام سپاس گفت و از این دستاورد بزرگ قدردانی کرد. شماره هواپیمایم 2158 و کل زمان عملیات 40 دقیقه بود . اعلامیه شماره 64 ازفرماندهی کل نیروی هوائی صادر و ماموریت ما در ماده 2 بند ب اعلام گردید .
ما عملیات جنگی خود را به این شکل در عمق اراضی دشمن انجام می دادیم و می گفتیم هدف را تا زمان مشاهده و انهدام باید پیگیری می کردیم و اگر به هر دلیلی موفق به یافتن آن نمی شدیم لازم بود تا فرمانده دسته پروازی حتما هدفی ثانویه را اختیار و انتخاب و آنها را مورد حمله قرار دهد . تمام این دستاوردها توفیقی از جانب خداوند العزیز الجبار  بوده است .

تذکر : لازم به ذکر است که برخی از نقشه هائی که اهداف را از روی آن انتخاب و تعیین موقعیت می کردیم قدیمی بودند و به همین دلیل انحراف از موقعیت هدف تا حدود 15 کیلومتر به سمت چپ در آن دیده می شد .




طبقه بندی: ایران،  دفاع مقدس-عملیات ها -خاطرات، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ