آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان


مرتبه
تاریخ : دوشنبه 22 آذر 1395
rc-135 ریوت جوینت


روش مقابله غرب با پدافند هوایی شرق

گرداوری:علی محمدی

در جریان جنگ ویتنام صدها هواگرد آمریکا در مواجهه با سیستم های پدآفند هوایی نابود شد. در جریان جنگ یوم کیپور نیز تعداد زیادی جنگنده اسراییلی در مواجهه با سیستم های پدآفندی نابود شد. دلیل تلفات بالای هواگردها در مقابل این سیستمها این بود که این سیستمهای پدآفندی به تازگی قدم در میدان نبرد نهاده بودند و هنوز روش مشخصی برای مقابله با آنها وجود نداشت. غرب پس از دادن تلفات سنگین در مواجهه با سیستمهای پدآفندی ساخت شوروی ، از اواخر دهه شصت مطالعه بر روی نابودی سیستم های پدآفندی دشمن را با جدیت آغاز کرد تا استراتژی مشخصی برای نابودی سیستم های پدآفندی دشمن و حفظ برتری هوایی داشته باشد.

سیستم های پدآفندی تا دهه هفتاد یکه تازی می کردند. اما غرب هم بیکار ننشسته بود. غربی ها با مطالعه بر روی روشهای از کار انداختن سیستم های پدآفندی قبل از آغاز نبرد اصلی به پیشرفت های چشمگیری دست یافتند. به طوریکه میبینیم در سال هشتاد و دو نیروی هوایی رژیم اسراییل سی گردان پدآفند هوایی سوریه را در کمتر از بیست ساعت و بدون دادن حتی یک تلفات نابود کرد. و یا در جریان جنگ خلیج فارس نیروی هوایی ائتلاف نود درصد شبکه پدآفندی عراق را نابود کرد. بله. دیگر دوران یکه تازی و شکست ناپذیری پدآفندها به پایان رسیده بود. غرب دیگر اجازه برتری پدآفند به نیروی هوایی خود را نخواهد داد. با هر پیشرفت شرق در زمینه پدآفند ، غرب نیز خود را آماده مقابله و سرکوب آن می کند. در این مقاله با اصول عملیات “Suppression of Enemy Air Defenses” یا همان سرکوب دفاع هوایی دشمن که به اختصار “SEAD” نیز گفته میشود ، میپردازیم.

قبل از آنکه به اصول سرکوب پدآفند هوایی دشمن بپردازیم ، اول میبایست نگاهی اجمالی نسبت به پدآفند های مدرن و امروزی بیاندازیم. روسیه را مثال می زنیم. چرا که این کشور به خاطر ضعف قدرت هوایی نسبت به غرب ، پدآفند هوایی گسترده ای دارد تا ضعف هوایی خود را پوشش دهد. در واقع روسیه همیشه نیروی هوایی وابسته به رادارهای زمینی داشته است-. اس سیصد اصلی ترین سیستم پدآفندی روسیه است. البته این کشور تعداد محدودی اس چهارصد نیز در اختیار دارد. به منظور مقابله با حمله احتمالی توسط موشکهای هارم ، در کنار رادارهای اس سیصد تعدادی سامانه پنتسیر نیز نصب شده است.

باید توجه داشت که در حالت عادی تمام این سامانه های پدآفندی خاموش هستند و آسمان توسط رادارهای پیش اخطار و دوربرد رصد میشود و در صورت کشف شدن هر جسم خارجی ، بلافاصله رادار شناسایی پدآفند روشن میشود. مختصات هدف توسط رادار پیش اخطار به رادار شناسایی پدآفند منتقل میشود. رادار شناسایی پدآفند اقدام به شناسایی دقیق هدف میکند و مختصات آن به رادار درگیری پدآفند ارسال میشود. رادار درگیری نیز اقدام به رهگیری هدف و سپس هدایت موشک به سمت هدف می کند.

اینجا این سوال مطرح میشود که چرا آسمان توسط رادارهای پیش اخطار مراقبت میشود و چرا از همان ابتدا توسط رادار شناسایی خود پدآفند مراقبت نمی شود. این کار چند علت دارد. اولا استفاده دائمی از رادار شناسایی و مراقبت باعث کاهش عمر آن میشود و ممکن است در هنگام حمله دشمن مشکل فنی برای آن پیش بیاید و از کار بیفتد. اما دلیل مهم تر این است که اگر رادارهای شناسایی پدآفندها خود مستقیما اقدام به مراقبت آسمان کنند ، امواج راداری آنها از مرزهای کشور خارج میشود و در آن سوی مرز توسط هواپیماهای شنود الکترونیکی دشمن دریافت و باعث لو رفتن اطلاعات رادار می شود. به همین خاطر بخصوص در مناطق مرزی که خطر برون رفت امواج راداری و شنود الکترونیکی دشمن بسیار بالاست ، رادارهای پدآفند ها خاموش هستند و تنها رادارهای پیش اخطار اقدام به مراقبت از آسمان می کنند.

البته ناگفته نماند که در مناطقی مثل شهر مسکو که فاصله زیادی تا مرزهای روسیه دارد معمولا هم رادارهای پیش اخطار و هم رادارهای شناسایی پدآفندها اقدام به شناسایی آسمان میکنند. چرا که به خاطر فاصله زیاد مسکو تا مرزهای این کشور ، خطر خارج شدن امواج راداری از مرزهای این کشور وجود ندارد. این عمل یک اقدام متعارف است و در همه ارتش های جهان از رادارهای مختلف خود مراقبت می کنند تا اطلاعات آن به دست دیگران نیفتد. مثلا وقتی که هند جنگنده هایش را به کشورهای ناتو به منظور انجام تمرینات مشترک منتقل میکند ، رادار جنگنده هایش را یا خاموش می کند و یا در حالت تمرین قرار میدهد تا اطلاعات رادار آنها به دست دیگران نیفتد. معمولا به منظور امنیت بیشتر اجزای یک مجموعه پدآفند را در مناطق مختلف با فاصله ای در حدود پنج الی ده کیلومتر از یکدیگر نصب می کنند و به وسیله ارتباط راداری ، ارتباط بین واحدهای مختلف برقرار میشود.

حال که با نحوه عملکرد سیستم های پدآفندی آشنا شدید ، به بررسی چگونگی سرکوب این سیستم های پدآفندی می پردازیم. نخستین گام در سرکوب پدآفند هوایی دشمن ، شناسایی رادارها و سیستم های پدآفندی دشمن است. یعنی اینکه ابتدا باید مشخص کرد که چه رادارها و چه سامانه هایی در منطقه وجود دارد. فرماندهی استراتژیک هوابرد ایالات متحده دارای بیست و دو فروند هواپیمای فوق پیشرفته “RC-135W Rivet Joint” میباشد. همچنین فرماندهی هوابرد بریتانیا نیز دارای سه فروند از این هواپیماها می باشد. هواپیمای “RC-135W Rivet Joint” یک هواپیمای جامع و کامل برای مدیریت و کنترل هوابرد شبکه راداری و پدآفندی دشمن می باشد و قادر است تمامی فعالیت های الکترونیکی دشمن را رصد کرده و زیر نظر بگیرد. هواپیمای ریوت جوینت از بدنه تانکر سوخترسان هوایی “KC-135” استفاده می کند که آن نیز از بدنه هواپیماهای بویینگ هفتصد و هفت استفاده می کنند. هواپیمای ریوت جوینت دارای تجهیزات شنود الکترونیکی و تجزیه و تحلیل بسیار پیشرفته ای است. به گونه ای که هر یک از این هواپیماها دارای قیمتی بالغ بر ششصد و پنجاه میلیون دلار است. این هواپیما دارای سه خدمه پرواز ، دو افسر ناوبری و بیست و دو خدمه کنترل و تجزیه و تحلیل رادارهای دشمن است. همچنین این هواپیما با قابلیت سوختگیری هوایی میتواند مداومت پرواز بسیار طولانی داشته باشد.

هواپیمای “RC-135W Rivet Joint” در دو طرف بدنه خود دارای گیرنده های بزرگ راداری پسیو (غیر فعال) می باشد. این گیرنده های غیر فعال ، امواج راداری که از جانب رادارهای دشمن منتشر میشوند را دریافت و به خود جذب می کند. امواج راداری دشمن که توسط رادارهای پیش اخطار و یا پدآفندی منتشر میشود ، توسط این گیرنده ها دریافت و توسط سیستم های الکترونیکی داخل هواپیما تجزیه و تحلیل میشود. مثلا فرض کنید یک سامانه “S-400” در منطقه ای مستقر است. رادار شناسایی این سیستم ششصد کیلومتر برد دارد. هواپیمای ریوت جوینت می تواند مستقیما به محدوده برد راداری رادار “S-400” وارد شده و اقدام به دریافت امواج راداری از منبع تابش آن کند.

اما در این صورت احتمال دارد خودش نیز توسط رادار شناسایی میشود. معمولا برای جلوگیری از شناسایی شدن خود هواپیما یک پرنده دیگر به حریم راداری منطقه ارسال میشود و آن پرنده (که معمولا یک پرنده پنهانکار است) اقدام به دریافت امواج راداری دشمن و سپس رله و ارسال آن به هواپیمای ریوت جوینت میکند. معمولا از فریبگر های “ADM-160 MALD” به این منظور استفاده میکنند. بدین ترتیب هواپیمای ریوت جوینت بدون شناسایی شدن ، اقدام به شناسایی رادار های دشمن می کند.

طرز کار رادارهای آرایه فازی به این صورت است که در هر ثانیه صدها بار تغییر شیفت میدهند. بدین ترتیب الگوی ثابتی از خود ارائه نمی کنند و اخلالگرهای دشمن به منظور ایجاد اخلال بر روی این رادارها میبایست خود را با این تغییر شیفت دادن رادار هماهنگ کنند که این در عمل کار دشواری است. دلیل دشوار بودن ایجاد اخلال بر روی رادارهای آرایه فازی همین است. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که ایجاد اخلال بر روی رادارهای آرایه فازی دشوار است. اما غیر ممکن نیست. کسی نمی‌تواند ادعا کند که به عنوان مثال رادار “S-400” غیر قابل اخلال است.

هواپیمای ریوت جوینت در مدلهای اولیه که در جنگ خلیج فارس نیز استفاده شد ، قادر بود هشتاد و پنج هزار سیگنال راداری در ثانیه را دریافت و تجزیه و تحلیل و طبقه بندی کند. بدین معنی که مثلا اگر یک رادار در هر ثانیه برای مقابله با اخلالگرهای دشمن ، هزار بار تغییر شیفت بدهد ، ریوت جوینت قادر به رصد کردن تغییر شیفت دادن هشتاد و پنج رادار خواهد بود. اما در به روز رسانی های جدید این هواپیما ، ریوت جوینت قادر است صدها هزار تغییر شیفت سیگنال راداری را تجزیه و تحلیل و طبقه بندی کند. بدین ترتیب ریوت جوینت در عمل قادر است دهها رادار بزرگ و کوچک را به طور همزمان تجزیه و تحلیل کرده و اطلاعات راداری آنها را بدست آورد.

هواپیمای “RC-135W” ریوت جوینت ، هواپیمای منحصر بفردی است و هیچ مشابهی در جهان برای آن وجود ندارد. این هواپیمای منحصر بفرد و فوق استراتژیک جزء دارایی های بسیار باارزش ایالات متحده به شمار میروند و حفاظت بسیار زیادی از آن به عمل می آید. ناوگان ریوت جوینت های آمریکا دارای بالاترین سطح امنیت و ایمنی پرواز هستند. جالب است بدانید که در هر پرواز تعدادی از افسران سازمان جاسوسی آمریکا “CIA” نیز در این هواپیما جزء افسران اطلاعاتی آن هستند. کشورهایی نظیر روسیه و فرانسه نیز هواپیماهای مشابه ریوت جوینت را در اختیار دارند. اما حتی به اندازه بیست درصد ریوت جوینت نیز کارایی ندارند. چون ریوت جوینت قادر است عملیات “SIGINT” یا همان دریافت و تجزیه و تحلیل اطلاعات رادارهای دشمن ، عملیات “ELINT” یا همان رصد تحرکات الکترونیکی و شنود و جاسوسی الکترونیکی و همچنین عملیات “COMINT” یا همان رصد ارتباطات و شنود و جاسوسی انواع ارتباطات صوتی و الکترونیکی و حتی ماهواره ای استراتژیک دشمن و ایجاد اختلال بر آن را به خوبی انجام دهد. در حالیکه دیگر هواپیماها هیچگاه چنین قابلیتی ندارند.

البته ریوت جوینت وظایف بسیار گسترده تری دارد. اما به دلیل آنکه بحث ما صرفا درباره سرکوب پدآفندهای مدرن و نابود سازی شبکه های راداری است ، صرفا بر این قسمت از قابلیت های ریوت جوینت معطوف می شود.

rc-135 ریوت جوینت

rc-135 ریوت جوینت

با نحوه دریافت اطلاعات رادارهای دشمن توسط هواپیمای ریوت جوینت آشنا شدید. هواپیمای ریوت جوینت امواج راداری را از منابع مختلف آن دریافت میکند و سپس آنرا تجزیه و تحلیل میکند و اطلاعات آنرا به دست می آورد. ریوت جوینت محلی که امواج رادار از آن منتشر میشوند را کشف می کند. سپس با تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از امواج رادار ، اطلاعات آن رادار را بدست می آورد. مثلا نوع رادار (پیش اخطار ، شناسایی ، درگیری و پدآفندی) ، طول موج رادار ، قدرت اخلال و جنگ الکترونیک و مقابله با جنگ الکترونیک رادار ، نوع باند فعالیت رادار ، میزان برد رادار ، پوشش منطقه ای رادار و دیگر اطلاعات رادارهای مختلف دشمن توسط این هواپیما تجزیه و تحلیل و بررسی و اطلاعات آن دسته بندی میشوند. هر هواپیما قادر به دریافت امواج اختصاصی صدها رادار مجزا می باشد. بدین ترتیب ریوت جوینت با دریافت اطلاعات راداری از رادارهای مختلف دشمن در منطقه ، نقشه جامع و کاملی از منطقه حفاظت شده ترسیم میکند. در این نقشه مشخص میشود که چه تعداد رادار پیش اخطار و سیستم پدآفندی در منطقه وجود دارد و هر رادار و سیستم پدآفند دقیقا در کدام قسمت قرار دارند و میزان برد و توان پوشش آنها چقدر است. میزان توان جنگ الکترونیک و مقابله با جنگ الکترونیک هر یک از رادارها چقدر است. چه مناطقی کمتر تحت کنترل رادارها هستند. چه مناطقی حفاظت کمتری دارند. وقتی که نقشه منطقه و مکان های قرارگیری رادارها و پدآفندهای دشمن و اطلاعات آنها مشخص شد ، نوبت به مرحله حمله به رادارها و پدآفندهای دشمن میرسد.

حمله به رادارها و پدآفندها در مواضع حفاظت شده دشمن به دو صورت انجام میپذیرد. نوع اول “Hard Kill” یا به صورت فیزیکی با بمب ها و موشک های دورایستا و نوع دوم به صورت “Soft Kill” یا به صورت الکترونیکی و سایبری می باشد. حمله الکترونیکی هم خود به دو نوع تقسیم میشود. نوع اول ، حمله الکترونیکی و سایبری به شبکه راداری و پدآفندی است. در این نوع حمله ، سرورها و کامپیوترهای مرکزی شبکه پدآفند و یا به عبارتی قلب شبکه راداری مورد حمله سایبری قرار میگیرد. بدین ترتیب با ارسال کدهای حامل ویروس یا بدافزار بر روی گیرنده های راداری دشمن ، کامپیوتر و پردازنده های سیستم های پدآفند آلوده به ویروس و بدافزار شده و موقتا از کار می افتند. در حین اینکه پدآفند دشمن از کار می افتد ، تلاش میشود با هجوم گسترده سیستم های پدآفندی غیر فعال شده ، نابود شود. نوع دوم نیز حمله از طریق اخلال و کم کردن توان رادارهای دشمن است.

البته همیشه هم نابودی کامل سیستم های پدآفند دشمن هدف اصلی حمله نیست. گاه کشوری قصد انجام یک عملیات محدود را در کشور دیگر دارد. بدین ترتیب با از کار افتادن چند ساعته پدآفند دشمن ، عملیات محدود نظامی به سادگی انجام می پذیرد.

البته گاها نه تنها یک سیستم پدآفند ، بلکه کل شبکه پدآفندی یک کشور مورد حمله سایبری و الکترونیکی دشمن قرار میگیرد و از کار می افتد. نمونه بارز این نوع حملات ، حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای سوریه بود. در این عملیات چند ساعت قبل از آغاز حمله ، هواپیماهای گلف استریم ایتام و گلف استریم شاویت اقدام به حمله سایبری به شبکه پدآفند هوایی سوریه کردند که در اثر آن کل شبکه پدآفند سراسری سوریه مختل شد و از کار افتاد و پس از آن اف پانزده ها با پشتیبانی اف شانزده ها به تاسیسات هسته ای سوریه یورش برده و آنجا را نابود کردند.

20110208_1822

شاید بیشتر ما امروزه تصورمان از عملیات سرکوب پدآفند هوایی دشمن ، استفاده گسترده از موشکهای ضد رادار هارم است. در حالیکه امروزه دیگر این استراتژی تبدیل به استراتژی فرعی و ثانویه غرب برای نابودی پدآفند هوایی دشمن است. استراتژی اصلی غرب برای حمله به شبکه پدآفندی روسیه ، حمله سایبری است. روسیه و چین برای جبران ضعف هوایی خود در مقابل غرب اقدام به ساخت سامانه های پدآفندی دوربردی نظیر اس سیصد و اس چهارصد و رادارهای پیش اخطار کردند. این سامانه های دوربرد می توانند نیروی هوایی غرب را با دردسری جدی مواجه سازند. به همین دلیل غرب به دنبال استفاده از تکنولوژی جدید جنگ سایبری برای مقابله با شبکه پدآفندی روسیه و چین رفت.

تکنولوژی اصلی حمله سایبری به شبکه راداری دشمن در آمریکا شامل سیستم جامع “NCCT” و همچنین نرم افزار جامع “SUTER” است. تاکنون اطلاعات اندکی از این دو مجموعه منتشر شده است. سیستم جامع “NCCT” یا همان “Network Centric Collabrative Targeting” شامل یک بانک جامع اطلاعات راداری است که اطلاعات رادارهای مختلف در آن جمع آوری می شود. اطلاعات تمامی رادارها در این بانک اطلاعات جمع آوری و نگهداری میشود. اطلاعات رادارهای جدید و قدیمی تماما در این سیستم نگهداری میشود. زمانی که غرب قصد حمله به شبکه راداری و پدآفندی کشوری را دارد ، با استفاده از اطلاعات طبقه بندی شده رادارها در سیستم “NCCT” دست به شبیه سازی و برنامه ریزی برای حمله سایبری میکند. سیستم “NCCT” شامل کامپیوترهای مخصوص و نرم افزار خاص آن می باشد که در داخل هواپیماهای ریوت جوینت قرار میگیرد. هواپیمای ریوت جوینت با استفاده از اطلاعات بدست آمده از رادارهای دشمن ، اقدام به شبیه سازی و برنامه ریزی برای حمله میکند.

برنامه “NCCT” برنامه ریزی را برای حمله سایبری انجام میدهد. اما حمله اصلی سایبری توسط برنامه “SUTER” انجام میشود. برنامه کامپیوتری “SUTER” یک برنامه کامپیوتری ویژه است که وظیفه آن حمله سایبری به شبکه رادارها و پدآفند دشمن است. برنامه کامپیوتری سوتر طی سه مرحله مجزا به شبکه راداری دشمن حمله میکند. در مرحله اول این برنامه با نفوذ به شبکه راداری دشمن از مانیتورینگ رادارها اطلاع پیدا می کنند. یعنی متوجه میشوند که هم اینک رادار دشمن چه چیزی را در صفحه نمایشگر خود مشاهده میکند. بدین معنی که  آن چیزی که بر روی صفحه کنترل رادار دشمن نمایش داده میشود ، بر روی نمایشگرهای داخل هواپیمای ریوت جوینت نیز نمایش داده میشود. در مرحله دوم با بدست گرفتن شبکه راداری دشمن ، ابتکار عمل را از دست دشمن خارج میسازد و در مرحله سوم هم با ارسال ویروس های مخرب به شبکه راداری دشمن باعث از کار افتادن و اختلال کامل آن میشود. در این وضعیت شبکه راداری دشمن از کار می افتد و زمان لازم برای حمله و نابود سازی شبکه راداری دشمن فراهم میشود.

رادار هشدار دهنده پی 37

رادار هشدار دهنده پی ۳۷

تکنولوژی برنامه سوتر منحصرا در اختیار آمریکا است و تاکنون به هیچ کشوری نیز ارسال نشده است و هیچ کشوری هم تاکنون چنین سیستمی را در اختیار نگرفته است. در سپتامبر سال دوهزار و هفت نیروی هوایی اسراییل یک حمله هوایی به تاسیسات هسته ای سوریه در منطقه دیرالزور انجام داد. منطقه دیرالزور بیش از پانصد کیلومتر تا مرز اسراییل فاصله دارد. در این عملیات جنگنده های اسراییلی این فاصله را طی کردند و پس از بمباران تاسیسات هسته ای در منطقه دیرالزور ، به پایگاه خود بازگشتند. جنگنده های اسراییلی در این فاصله نسبتا طولانی با هیچیک از سامانه های پدآفندی سوریه مواجه نشدند. با آنکه سوریه دارای شبکه گسترده ای از پدآفند موشکی و توپخانه ای بود. حتی خود تاسیسات هسته ای توسط سامانه های کوتاه برد پنتسیر محافظت میشد. اما در عمل حتی یک گلوله توپ هم به سمت جنگنده های اسراییلی شلیک نشد.

ارتش ایالات متحده در تحلیل این عملیات گفت که ارتش اسراییل به تکنولوژی مشابه برنامه مخرب “SUTER” دست یافته است. پیش از آغاز عملیات حمله اصلی ، ابتدا هواپیمای سری خود اقدام به حمله سایبری به شبکه پدآفندی سوریه کرد و تمام شبکه راداری این کشور را از کار انداخت. پس از آن جنگنده های اسراییلی با خاطری آسوده به عمق خاک سوریه حمله کرده و هدف خود را نابود ساختند. نکته قابل تامل اینجاست که در تاریخ انجام این عملیات ، تعداد بیست و نه دستگاه پدآفند کوتاه برد پنتسیر اس هم موجود بود که حتی آنها هم نتوانستند عکس العملی از خود نشان دهند.

در ایالات متحده ابزار اصلی حمله سایبری به پدآفندهای دشمن ، هواپیماهای ریوت جوینت ، “E/A-18G Growler” و هواپیماهای “EC-130H Compass Call” میباشند. این هواپیماها که مجهز به برنامه کامپیوتری سوتر هستند ، قادرند با ارسال کد ویروس های مخرب به شبکه پدآفندی دشمن ، آنها را از کار بیاندازد و یا اهداف کاذب و غیر واقعی را به پدآفند دشمن معرفی کنند.

نوع دوم حمله الکترونیکی ، حمله اخلالگرهاست. در این نوع حمله ، هواپیماهای اخلالگر اقدام به اخلال در رادارهای دشمن می کنند و یا با ضعیف کردن سیگنالهای راداری دشمن ، راه را برای حمله به آنها باز می کنند. در این مرحله اصلی ترین هواپیماها ، جنگنده های سرکوبگر گراولر و هواپیماهای جنگ الکترونیک سنگین “EC-130H Compass Call” هستند.

هواپیماهای “EC-130H Compass Call” هواپیماهای اخلالگر بسیار سنگین هستند که بر روی بدنه هواپیمای هرکولس “C-130” قرار میگیرند. این هواپیماها در وهله اول ویژه حمله به رادارهای پیش اخطار بسیار دوربرد طراحی شده اند. همانطور که در ابتدای بحث هم مطرح شد حلقه اول پدآفند هوایی ، رادارهای پیش اخطار هستند. هواپیماهای کامپس کال در مرحله اول اقدام به حمله به رادارهای پیش اخطار می کنند. نوع حمله این هواپیماها به گونه ایست که باعث کاهش برد شناسایی رادار میشوند. یعنی به عبارتی باعث مخفی شدن جنگنده های حمله کننده از دید رادار میشوند. بدین ترتیب رادار پیش اخطاری که ششصد کیلومتر برد دارد ، در اثر اخلال کامپس کال ، برد شناسایی اش به کمتر از دویست کیلومتر کاهش می یابد.

EC-130H Compass Call

EC-130H Compass Call

توجه کنید که رادارهای پیش اخطار که طول موج بلندی دارند و عمدتا در باند وی اچ اف و یو اچ اف عمل میکنند و بسیار دوربرد هستند ، به همان اندازه که توانایی شناسایی دوربرد را دارند ، اخلال بر روی آنها نیز آسانتر است. بدین ترتیب هواپیماهای کامپس کال با ایجاد جنگ الکترونیک مناسب ، باعث مخفی شدن جنگنده های مهاجم خودی از دید رادارهای پیش اخطار دشمن میشوند و رادارها زمانی متوجه حمله میشوند که در تیررس موشک های ضد رادار جنگنده های مهاجم قرار گرفته اند.

هواپیماهای کامپس کال از ارکان اصلی نابودی و سرکوب پدآفند هوایی دشمن هستند. این هواپیماها نه تنها رادارهای پیش اخطار ، بلکه رادارهای پدآفندی را نیز مورد حمله قرار میدهند. مثلا فرض کنید یک منطقه توسط چند گردان “S-400” حفاظت میشود. اس چهارصد دارای ششصد کیلومتر برد کشف است. هواپیماهای کامپس کال می توانند با دریافت اطلاعات تجزیه و تحلیل شده امواج راداری اس چهارصد از هواپیماهای ریوت جوینت (البته خود هواپیمای کامپس کال نیز قابلیت شنود الکترونیکی و تجزیه و تحلیل امواج راداری دشمن را دارد. هرچند ریوت جوینت در این زمینه کامل تر است) اقدام به تغییر مسیر امواج و انحراف امواج رادار کنند. در این حالت هواپیمای کامپس کال با مخفی کردن جنگنده های مهاجم از دید رادارهای اس چهارصد ، باعث میشود که جنگنده های خودی بدون دیده شدن توسط رادار اس چهارصد ، خود را به نزدیکی رادارهای اس چهارصد برسانند و با موشک های ضد رادار اقدام به نابودی آن کنند.

هواپیمای کامپس کال به قدری قدرت اخلال و جنگ سایبری بالایی دارد که قادر است حتی ارتباط واحدهای مختلف با یکدیگر را قطع کند. به عنوان مثال اگر رادار شناسایی و رادارهای درگیری و لانچرهای موشکی در مناطق دور از هم مستقر شده باشند ، کامپس کال قادر است ارتباط بین رادار شناسایی و رادار درگیری این سامانه را نیز مختل کرده و عملکرد کل سامانه را دچار مشکل کند. ضمن اینکه این هواپیما قادر است ارتباط واحد های مختلف با یکدیگر را قطع و مختل کند.

هواپیمای کامپس کال علاوه بر رادارهای پیش اخطار ، تخصص ویژه ای نیز در حمله به زیرساخت های ارتباطی و شبکه های مخابراتی و ماهواره ای دارد. در جریان جنگ خلیج فارس نمونه های اولیه این هواپیما نیز حضور فعالی داشتند و اقدام به قطع ارتباط واحدهای مختلف ارتش عراق از مراکز فرماندهی و همینطور اخلال در رادارها و ارتباطات ارتش عراق می کردند.

در مرحله بعدی نوبت به گراولر ها میرسد. جنگنده های گراولر در دوحالت پشتیبانی جنگ الکترونیک و یا در حالت جنگ الکترونیک دور ایستا اقدام به حمله فیزیکی به رادارها و سیستم های پدآفندی دشمن میکنند. تصور اشتباهی که درباره هواپیمای جنگ الکترونیک گراولر وجود دارد این است که این هواپیما یک سوپرهورنت است که به غلاف های اخلالگر “AN/ALQ-99” مجهز شده است. این تصور کاملا غلط است. گراولر مجهز به کامپیوتر و گیرنده های مختلف راداری است. گراولر مخصوص مقابله با پدآفند های نسل جدید مثل “S-300 PMU2” و همچنین “S-400” طراحی شده است. گراولر میتواند در حالت جنگ الکترونیک دورایستا یا همان “Standoff Jammer” اقدام به حمله به “S-300” و “S-400” کند. به این صورت که خود در فاصله سیصد الی چهارصد کیلومتر از رادار پرواز میکند و اقدام به مخفی کردن جنگنده های “F-16CJ” که مجهز به موشک های ضد رادار هارم هستند ، میکند تا جنگنده ها بتوانند به رادار نزدیک شده و اقدام به شلیک موشک های هارم و نابود کردن پدآفندها کنند. همچنین گراولر می تواند در قالب  پشتیبان جنگ الکترونیک یا همان “Support Jammer”  خود مستقیما به رادارها و پدآفند دشمن حمله کند.

به منظور حفاظت از جنگنده های حمله کننده به پدآفند دشمن و همچنین خالی کردن لانچر موشکها از طعمه های فریب گر راداری استفاده میشود. یک سامانه کامل اس چهارصد قادر است تا هفتاد و دو موشک را نگهداری کند و با سی و شش هدف همزمان درگیر شود. به منظور اطمینان از نابودی هدف ، هر هدف توسط دو موشک مورد حمله واقع میشود. در این حالت تعداد زیادی طعمه فریب گر راداری پیشرفته از نوع “AMD-160 MALD” به سمت رادار هدف پرتاب میشود. این کار باعث میشود که سامانه موشک های خود را به سمت اهداف کاذب شلیک کند. زمانی که لانچرهای موشک اس چهارصد خالی شد ، دیگر عملا تا یک الی دو ساعت دیگر همانند مار بدون دندان بی خطر میشود. چون بارگذاری مجدد این موشک ها یک الی دو ساعت زمان میبرد. در این حالت جنگنده های گراولر و “F-16CJ” که مدل مخصوص فالکن برای سرکوب دفاع هوایی دشمن است ، با هجوم به سامانه با استفاده از موشک های هارم و سایر موشک های کروز و بمب های هدایت دقیق دورایستا ، سامانه را کاملا نابود می کنند.

البته به این نکته باید توجه داشت که در سرکوب پدآفند هوایی دشمن تنها از موشک های ضد رادار مثل هارم استفاده نمیشود. بمب ها و موشک های کروز دورایستای پنهانکار با سطح مقطع راداری بسیار کم در بسیاری موارد حتی بهتر از موشک های ضد رادار عمل میکنند. موشک کروز پنهانکار “AGM-158 JASSM” دارای سیصد و شصت کیلومتر و در مدل “ER” دارای هزار کیلومتر برد می باشد. این موشک کروز از هدایت “GPS” بهره میبرد و یک موشک نقطه زن است و دقتی کمتر از یک متر دارد. هر بمب افکن لنسر میتواند بیست و چهار فروند از این موشکها را حمل و شلیک کند. لایتنینگ قادر است دو فروند از این موشکها را حمل کند. موشک کروز پنهانکار “KEPD-350” تاروس و همچنین “Storme Shadow” گزینه های دیگر هستند که پانصد کیلومتر برد دارند و به صورت نقطه ای میتوانند رادارهای دشمن را هدف قرار دهند. این موشکهای کروز در ارتفاع بسیار پایین پرواز میکنند و سطح مقطع راداری کمتر از یک هزارم متر مربع دارند که بدین ترتیب کشف کردن و مقابله با آنها بسیار دشوار است. شلیک تعداد زیادی از این موشک ها باعث سردرگمی و در نهایت هدف قرار گرفتن رادار و پدآفند میشود. بمب دورایستای “AGM-154 JSOW” یک بمب مجهز به پیشرانه است که پانصد و پنجاه کیلومتر برد دارد و همه جنگنده های غربی می توانند تعداد زیادی از این بمب ها را حمل کنند. بمب های کوچک “SDB” گزینه های دیگر هستند. هر لنسر میتواند نود و شش بمب کوچک “SDB” را در حالت پنهانکاری حمل کند. والا هر لنسر می تواند تا صد و چهارده عدد از این بمب ها را حمل کند. این بمب های کوچک ، اما کارآمد دارای صد و پانزده کیلومتر برد هستند. سامانه ای مثل پانتسیر میتواند با این بمب ها مقابله کند. اما هر سامانه قادر است تنها با شش بمب مقابله کند. بدین ترتیب برای مقابله با بمب های “SDB” حمل شده توسط یک لنسر به شانزده پنتسیر نیاز است.

آواکس ها از اجزای اصلی عملیات سرکوب پدآفند هوایی دشمن هستند. آواکس ها معمولا به عنوان فرماندهی هوابرد عملیات و کسب برتری هوایی و مقابله با جنگنده های دشمن استفاده میشوند.

در اینجا با نحوه سرکوب پدآفند هوایی دشمن آشنا شدید. این یک حقیقت است که پدآفند همیشه یک قدم عقب تر از سیستم های سرکوبگر پدآفند هوایی دشمن ایستاده اند. قدرتمند ترین سامانه های پدآفندی هم در برابر حملات گسترده ای که به منظور سرکوب آنها صورت میگیرد ، هیچ شانسی ندارند. اس چهارصد که هم اکنون قویترین سامانه پدآفندی حال حاضر به شمار میرود ، توان مقابله ای محدود دارد و قادر نیست در برابر حملات بسیار گسترده مقاومت کند و محکوم به نابودی است. شاید این سوال برای شما پیش بیاید که اگر پدآفندها در مقابل سیستم های سرکوبگر پدآفند عقب ترند ، پس چرا روسیه دهها گردان اس سیصد و تعداد کمتری اس چهارصد را ساخته و در خدمت دارد؟ پاسخ اینجاست که پدآفند خود به تنهایی هیچ کاربردی در دفاع از یک منطقه ندارد. بلکه مکملی برای توان هوایی خودی است. روسیه به دلیل ضعف توان هوایی اش در مقابل نیروی هوایی قدرتمند غرب ، مجبور است با ساختن و در اختیار گرفتن چنین سامانه های دوربرد و پرتعدادی ضعف خود را در آسمان در زمین جبران کند و از آسمان خود دفاع کند. والا بهترین سیستم های پدآفندی هم بدون توان هوایی نمی توانند امنیت لازم و کافی را برای منطقه ای فراهم کنند.




طبقه بندی: هوانوردی نظامی، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ