تبلیغات
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان - بیان حملات نیروی هوائی عراق در جنگ از سوی نظامیان عراقی(قسمت سیزدهم)
آخرین مطالب مقالات و اخبار نظامی ایران و جهان


عقابی از کشورم

حمله هوائی با سرعتی فراتر از صوت
حمله به اهدافی در شهر اصفهان
روایتی از یکی ازعقابان تیزپرواز گردان 97 قهرمان



مقدمه ای کوتاه

هواپیمای میگ 25 ویژه تصویربرداری هوائی در ارتفاع و سرعت بسیار بالا طراحی شده است . با توجه به ضرورت های پیش آمده درجنگ ایران و عراق و با هدف توقف این جنگ ، متخصصان قهرمان نیروی هوائی و صنایع اسلحه سازی عراق از هر شیوه ای برای ساخت و بهینه سازی تجهیزات استفاده نمودند که به سهم خود در توقف جنگ و خوراندن جام زهر مشارکت داشتند .

در این راستا نیروی هوائی و پدافند هوائی عراق اقدام به انجام آزمایشات فراوانی از بعد تئوری ، عملی و بهینه سازی بر روی تجهیزات موجود نمود تا درصد خطای آنها را کاهش دهد و از نتیجه آنها بهره برداری نماید. یکی از این موارد مربوط به اصلاح سامانه تصویربرداری هواپیمای میگ 25 و تبدیل آن به سامانه رها سازی بمب در سرعت و ارتفاع بسیار بالا «ارتفاع 23000 متر وسـرعت 2.5 ماخ» ، علاوه بر ماموریت اصلی این هواپیما یعنی تصویر برداری هوائی بود .  

در سال 1985 گروه فنی و مهندسی گزارشی با موضوع بررسی امکان بکارگیری سامانه پیشرفته تصویربرداری میگ 25 (بیلنك) برای انجام بمباران هوائی را ارائه نمود و فرمانده گردان 97 نیز در این راستا اقدام انجام آزمون عملی بر روی جزیره نفتی خارگ نمود که نتیجه آن نیز مثبت بود . این موضوع با کارشناسان روسی مستقر در پایگاه هوائی تموز در میان گذاشته شد و آنها نیز بسیار از این ایده استقبال نموده و گفتند که گزارش استفاده از سامانه تصویر برداری به منظور بمباران هوائی که در اتحاد جماهیر شوروی بی سابقه بوده است را باطلاع روسها خواهند رساند .


آزمون های نظری و عملی برای مدت دو ماه و در ابتدا با سرعت 1.5 ماخ و ارتفاع 20000 متر و در مراحل بعدی با سرعت 2.5 ماخ و ارتفاع 23000 متر با استفاده از بمب های مشقی در میدان تیر پایگاه هوائی تموز صورت پذیرفت . نتایج بدست آمده امیدوار کننده بود ، چنانکه در ابتدا نسبت خطاء بیش از 1000 متر نبود و سپس به 500 متر کاهش یافت . پس از آنکه بمب های ویژه با قابلیت تحمل سرعت و حرارت بسیار بالا به وزن 400 کیلوگرم توسط گروهی از مهندسان صنایع اسلحه سازی عراق ساخته شد ، با انجام عملیاتی این پروژه بر روی اهداف ایرانی موافقت گردید .

در تاریخ 15/9/1985 جلسه بزرگی با حضور جناب فرمانده مدیر اطلاعات و عملیات نیروی هوائی سرلشگر ( مرحوم ) مظهر محمد الفرحان و کارشناسان تسلیحاتی و اطلاعاتی روس و فرمانده گردان 97 میگ 25 و افسران و متخصصان فنی عراقی برپا شد و در مقرر گردید تا این شیوه جدید بر روی اهداف ایرانی عملیاتی گردد . اکنون دقت بمباران به کمتر از 300 متر رسیده بود که برای چنین سرعت و ارتفاعی مقبول و مناسب بود . این عملیات بر روی اهداف دیگر انجام پذیرفت و تمام خلبانان این گردان برای آن آموزش داده شدند . در این روش عملیات تصویربرداری و بمباران به صورت همزمان صورت می گرفت و معمولا در انجام اینگونه ماموریت ها از 4 بمب 400 کیلوگرمی استفاده می گردید . پس از آنکه عراق در سال 1987 تصمیم گرفت شهرهای ایران را مورد حمله قرار دهد ، پروازهای هواپیمای میگ 25 به صورت شبانه روزی بر فراز تهران و سایر شهرهای ایران انجام می شد که در واقع پاسخی بود به حملات ایران به شهرهای عراق از سال 1982 که به اخطار های عراق هم توجهی نمی نمود .


اکنون داستان این خلبان شجاع را در انجام یکی از ماموریتهای جنگی برایتان بیان می کنم .
لازم است خواننده عزیز این داستان بداند که ایشان همان خلبانی است که ماموریت شناسائی سواحل غربی ایران تا بندر جاسک را قبلا انجام داده ( و در امارات متحده عربی فرود آمده بود ) که ماجرای آن قبلا با عنوان عقابی از کشورم تقدیم حضورتان شده بود.

این عقاب تیز پرواز می گوید : دو فروند هواپیمای میگ 25 شناسائی / بمب افکن ( Mig-25 RB ) جمعی گردان ما ( گردان 97 ) به همراه اکیپ فنی مستقر در پایگاه هوائی تموز به پایگاه هوائی امام علی در ناصریه منتقل شدند تا چند ماموریت را با توجه به بعد مسافت اهداف مورد نظر و نیز برخی محدودیت های هواپیما ، از آن پایگاه انجام دهند . در فوریه سال 1987 به من ماموریت داده شد که محوطه ایستگاه راه آهن شهر اصفهان را با محموله ای 2 تنی ( 4 بمب ) و مخازن سوخت خارجی مورد حمله قرار دهم . من می بایست با طلوع نخست خورشید راس ساعت 0400 به وقت عراق بر روی هدف می رسیدم  ( T O T ) . ( اختلاف زمانی بین ایران و عراق حدود 30 دقیقه می باشد که خورشید در آنجا زودتر از عراق طلوع می کند به همین دلیل می بایست با احتساب زمان برخاست ، ارتفاع گیری و سرعت حرکت به سمت هدف یک پرواز شبانه صورت می گرفت تا در زمان مقرر طبق نقشه ماموریت به هدف می رسیدیم  ) .  

پس از برنامه ریزی سامانه های ناوبری هواپیما بر روی مختصات هدف ، تقریبا در ساعت 0330 با هواپیمایم به سمت هدف برخاستم و به تدریج بارتفاع 20000 متری و سرعت رو به افزایش 2500 کیلومتر بر ساعت رسیدم که در این شرایط مسافت حدود 170 کیلومتر را در مدت 9 دقیقه طی نمودم . مسیر پرواز خود را به صورت افقی مستقیم ( طی هر 40 کیلومتر در هر دقیقه ) ادامه دادم . فاصله کلی من تا هدف حدود 800 کیلومتر بود و معمولا در چنین ماموریت های در هنگام برخاست و تکمیل ماموریت تا زمان کاهش ارتفاع ( برای فرود ) از پس سوز استفاده می کردیم .  

نقشه مسیر پرواز از پایگاه هوائی امام علی به اصفهان



کوه های اطراف اصفهان و آشکار شدن شهر نجف آباد



بد نیست بدانید که شیوه ناوبری مورد استفاده ما در رسیدن به اهداف دوردست چگونه بوده است . ما معمولا ماموریت ها را برای تضمین تصحیح سامانه ناوبری زمینی به صورت خط مستقیم ( 180)ْ انجام می دادیم و برای کسب بهترین نتیجه ترجیح می دادیم تا از خلبان خودکار استفاده کنیم و در همان حال حمله را هم به صورت خودکار انجام دهیم . اما مسافت مورد نظر ما معمولا از برد اصلی این سامانه فراتر بود به همین دلیل هواپیما تا زمان رسیدن بر روی هدف مورد نظر (به منظور تصویربرداری یا حمله به آن ) به صورت مداوم و با استفاده از تجهیزات داخلی مسیر را تصحیح می نمود . اما نتیجه این تصحیح مسیر مداوم ، کاهش سوخت هواپیما و عدم امکان انجام یک گردش اضافی برای فرود در صورت خطای در تقرب به باند و یا فرود در فرودگاه دیگر مثلا بدلیل اوضاع نامناسب جوی می گردید و به خاطر دارم که یکی از هواپیماهای ما در هنگام لمس باند فرودگاه بدلیل اتمام سوخت موتورهایش خاموش شد .  

در واقع کارشناسان روس از نحوه انجام ماموریت هایمان بسیار شگفت زده می شدند و می گفتند کارهای شما از توانائی های میگ 25 فراتر رفته و انتظار داشتند تا ما به آنها بگوئیم چگونه چنین ماموریت هائی انجام می شود و من هم برای برای ثبت در تاریخ چنین موردی را بیان کردم . به طور طبیعی انجام چنین اموری صبر و آرامش اعصاب و شجاعت زیادی را می طلبد با علم به اینکه می دانیم هر هواپیمایی دارای نقاط قوت و ضعفی است و نقطه ضعف میگ 25 شناسائی ( بمب افکن ) هم مواردی بوده که در بالا ذکر کردم .

منظره سپیده دم قبل از طلوع خورشید از دید خلبان میگ 25


به پرواز از پیش تعیین شده خود ادامه دادم و با هدف حدود 200 کیلیومتر فاصله داشتم که منظره سپیده قبل از پیدا شدن قرص خورشید در نهایت زیبائی پدیدار گشت و من از ظلمات تاریکی در عراق به سپیده نخستین در ایران رسیدم . اکنون فاصله من تا هدف 120 کیلومتر و تنها 80 کیلومتر برای اجرای حمله و خالی کردن بمبها بر روی هدف باقیمانده بود که ناگهان در این ارتفاع و سرعت بالا اتفاقی غیر منتظره رخ داد . درست در فاصله 120 کیلومتری ( هدف ) هواپیمایم به شدت تکان خورد و دنیای اطرافم همچون روز روشن گردید و سامانه خلبان خودکار هم از مدار خارج شد و تصور کردم که هواپیمایم مورد اصابت موشک زمین به هوا یا هوا به هوا قرار گرفته است . اما بر خلاف آنچه که معمولا در چنین شرایطی رخ می دهد ، سامانه های هشدار دهنده هواپیمایم هیچگونه تهدیدی را نشان نمی دادند که بخواهم واکنشی نشان دهم .  در این شرایط مجددا بر هواپیما مسلط شدم و تصمیم گرفتم تا زمانیکه هواپیما را در کنترل دارم به مسیر خود ادامه دهم گوئی همه چیز تقریبا عادی است . در مسافت تعیین شده برای انجام حمله به هدف ( 40 کیلومتر ) بمب ها را رها کردم و اقدامات لازم برای بازگشت به پایگاه را انجام دادم .

مسیر بازگشت به پایگاه


تقریبا در ساعت 0430 با هواپیمایم در پایگاه هوائی (امام ) علی به سلامت فرود آمدم در حالیکه مانند سایر ماموریت های مشابه احساس حال ناخوشی و غیر عادی شدیدی داشتم . با مهندس گردان تماس گرفتم و به او گفتم که هدف حمله موشک های ایرانی و به احتمال قوی موشک زمین به هوا قرار گرفته ام . پس از بررسی دقیق هواپیما آثار اصابت های شدید و هولناکی را بر روی بدنه مشاهده کردم که من را درجا میخکوب نمود و من بابت سلامتی ام خدا را سپاس گفتم . چگونه این هواپیمای درشت اندام توانسته بود آسیب هایی با این شدت را تحمل نماید ( هواپیماهای روسی به لحاظ قدرت و استحکام بدنه از سایر هواپیماها متمایز هستند ) . متعاقبا فرماندهی نیروی هوائی را از وقوع این حادثه مطلع کردم اما آنها برایشان غریب بود که این نوع هواپیما را بتوان با سامانه های پدافند هوائی مورد اصابت قرارداد ضمن آنکه سامانه های هشدار دهنده کابین هم اصلا به خلبان در این مورد اخطاری نداده بود . آنها تصور می کردند که من در اشتباه هستم و به حرف هایم اطمینان نداشتند . بنابراین به من اطلاع دادند که هیئتی را از سوی مدیریت امنیت پرواز برای رسیدگی به این موضوع اعزام خواهند نمود.

در کمیسیون مدیریت ایمنی پرواز حاضر شدم و به سئوالات آنها در مورد مسیر پرواز ، ارتفاع و اینکه آیا من از سامانه اخلال هواپیما استفاده کرده ام یا خیر پاسخ گفتم . از سئوالات آنها چنین برداشت کردم که آنها حرف های من را جدی نگرفته اند و اساسا از عمق دقت ما در انجام اینگونه ماموریت ها که از سال 1985 آغاز شده بود اطلاعی نداشتند . آنها در مورد ارتفاع پرواز من سئوال کردند که کمتر از 20000 متر بود چرا که منطقه اصفهان دارای کوه هائی به ارتفاع 4000 متر است و این یعنی ارتفاع واقعی من 16000 متر بوده است . در این میان معاون عملیات فرماندهی نیروی هوائی از رئیس کمیسیون خواست تا با من جداگانه گفتگو کند و بین ما صحبت های زیر در گرفت :
معاون فرمانده : بابت سلامتی ات خدا را شاکریم . تو با موشک هوا به هوای ایرانی مورد اصابت قرار گرفتی ؟
عقاب (؟) : ممنونم قربان .... قربان بیشتر گمان می کنم موشک زمین به هوا بوده

معاون فرمانده : هیچ سامانه موشکی زمین به هوا که به چنین ارتفاعی برسد وجود ندارد
عقاب (؟) : قربان سامانه اخلال هواپیمایم هیچ ردی از وجود و یا قفل راداری موشک های آمریکائی نشان نداد ... ممکن است موشک روسی بوده باشد !!!  

معاون فرمانده : اینطور که شما می گویی نیست . حواست نبوده و نتوانسته ای فرق بین تهدیدات زمینی یا هوائی را تشخیص دهی .
عقاب (؟) : قربان من تاکیدمی کنم که با موشک زمین به هوا مورد اصابت قرار گرفتم .

پاسخ های من معاون عملیات و کمیسیون امنیت پرواز را قانع نساخت و آنها را من را در جریان پرواز بی دقت تلقی کردند که متوجه واقعیت آنچه که در اطرافم می گذرد نبوده ام  . این موضوع من را بشدت عصبانی نمود در حالیکه من دهها سورتی ماموریت را در نهایت دقت و امانت و با این هواپیمای درشت اندام به انجام رسانده بودم  و بعدا هنگامی که فهمیدم فرماندهی درخواست انجام یک ماموریت تصویربرداری مجدد را از همان منطقه و توسط خلبان دیگری از گردان شناسایی نموده است عصبانیتم بیشتر شد . البته از شما مخفی نمی کنم که در انجام این ماموریت با این سرعت بالا موفق نبوده ام اما تاکید فرماندهی بر عدم وجود هر گونه سامانه زمین به هوا در آن منطقه موضوع دیگیری است .
    
فرماندهی عملیات نیروی هوائی از من درخواست نمود تا یک فروند میگ 25 شناسائی را برای تصویر برداری از منطقه اصفهان و تاکید بر نادرستی اظهارات من مبنی بر وجود سامانه زمین به هوا آماده نمایم . من هم اقدامات لازم را انجام دادم و گزارش آماده بودن هواپیما و خلبان ( ث ص أ ) را به فرماندهی عملیات ارسال نمودم . سپس به اطاقم رفتم تا قدری استراحت کنم و از خداوند عزیز القدیر درخواست نمودم تا خلبان ما را در جریان انجام این ماموریت شناسائی در پناه خود حفظ نماید چرا که تا خدا نخواهد چیزی رخ نمی دهد .

فرماندهی نیروی هوائی از من خواست تا به پایگاه هوائی تموز باز گردم و قدری استراحت نمایم . با اتمام زمان ماموریت اکیپ مستقر در پایگاه هوائی ( امام ) علی یک فروند هواپیمای میگ 21 ( دو کابین ) در آن پایگاه فرود آمد تا من را به پایگاه هوائی تموز منتقل سازد . با این هواپیما به سمت پایگاه پرواز کردم در حالیکه قلبم از آنچه که پیش آمده بود به درد آمده بود .

اندکی پس از ورودم به پایگاه هوائی تموز اطاق عملیات پایگاه با من تماس گرفت و گفت که هواپیمای شناسائی اعزامی به اصفهان توسط سامانه های پدافند هوائی مستقر در منطقه مورد اصابت قرار گرفته است !!! از شنیدن این خبر بسیار اندوهگین شدم و از اینکه جناب معاون فرمانده نیروی هوائی و کمیسیون امنیت پرواز به گزارشی که قبلا داده بودم توجهی نکرده اند خشمگین شدم .
موشک های زمین به هوای فولکا ( ولگا ) با حداکثر برد 45 کیلومتر و ارتفاع 25 کیلومتر


پس از سرنگونی هواپیما مدیر امنیت پرواز با من تماس گرفت و از من عذر خواهی کرد اما من حتی تا امروز او را نبخشیده ام . از آن پس دیگر هواپیمای میگ 25 بدون حصول اطمینان از وضعیت پدافند هوائی دشمن در منطقه به ماموریت اعزام نمی شد. اندکی بعد ، گزارشی از سوی حفاظت اطلاعات نیروی هوائی به نقل از سازمان جاسوسی کشور رسید که نشان می داد کشور چین ایران را به سامانه موشکی زمین به هوا از نوع فولکا ( ولگا ) مجهز نموده و ایران هم این سامانه را در بالاترین ارتفاعات منطقه به بلندی 4000 متر که احتمالا منطقه نجف آباد است و حدود 100 کیلومتر با اصفهان فاصله دارد مستقر نموده است .

آنچه که سبب شد تا فرماندهی نیروی هوائی از درک موضوع غافل شود این بود که سامانه اخلالگر هواپیما قادر به حس کردن امواج راداری موشک های ساخت روسیه نیست و فقط می تواند امواج موشک های آمریکائی مانند هاوک را ردیابی نماید . الحمد لله خلبان ( ث ص أ ) توانست در ارتفاع 2000 متری و با وجود خطرات زیاد با چتر از هواپیما خارج شود باسارت درآید و در پایان جنگ به کشور بازگشت .

این موضوع سبب می شود تا فرماندهی نیروی هوائی را به شدت مورد مواخذه قرار دهیم چرا که حدود هفت سال از آغاز جنگ با ایران می گذشت و اگر این مورد در ابتدای جنگ رخ می داد ممکن بود آن را نادیده بگیریم ، اما پس از آنکه وضعیت برتری هوائی به این درجه بالا تثبیت شد و پس از آنکه از نقشه کامل ایران با هواپیماهای میگ 25 و میراژ اف 1 با تمام تجهیزات تصویربرداری ، الکترونیکی و راداری تصویربرداری شد نظیر چنین اتفاقی رخ می دهد پس اطلاعات جاسوسی ما کجا بوده است ؟ خساراتی که به نیروی هوائی ما پس از کسب برتری خرد کننده هوائی وارد شد دلیل واضح اهمال و کوتاهی از سوی فرماندهی نیروی هوائی بوده که وظایف مهم و حیاتی خود را بدون کسب مشاوره از سایر فرماندهان و فقط به صورت اعتماد به ستاد مرکزی خود انجام می داد . با تشکر

یکی از عقابان میگ 25 شناسائی / بمب افکن
خلاصه ماجرا به نقل از مجله صنایع هوائی – اردیبهشت ماه 96
26 بهمن 1365 – یک فروند میگ 25 پس از پیش اخطار ورود آن به استان اصفهان از سوی رادار سوباشی پدافند نیروی هوائی به سایت پدافند موشکی زمین به هوای HQ-2 ( یابن الزهراء (س)) مستقر در منطقه فلاورجان که در اختیار سپاه پاسداران و با تامین نیرو توسط پدافند هوائی ارتش اداره می شد ، به هدایت سرگرد حسین صفری ابهری مورد اصابت موشک واقع گردید و سرنگون شد ! گفتنی است خلبان فاکس بت مزبور با نام ثائر صبحی احمد علی پس از خروج اضطراری به اسارت نیروهای ایرانی درآمد!


بیان جزئیات مندرج در سایتهای داخلی :


....  علاوه بر موارد فوق، خریداری سامانه پدافندهوایی HQ-2 ( با توان پوشش بالاتر از ارتفاع متوسط ) از کشور چین جهت تأمین پوشش هوایی در ارتفاع بالاتر، مدنظر قرار گرفت. اولین گروه اعزامی از کارکنان پدافند هوایی جهت طی دوره سامانه پدافندهوایی  HQ-2 ، مشتمل بر زبده ترین کارکنان غیور پدافندهوایی ارتش و سپاه، آموز شهای لازم را در چین فرا گرفتند. ، با توجه به تصمیمهای اتخاذ شده از سوی مسئولان طراز اول کشور، سامانه پدافندهوایی HQ-2 در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت و کارکنان ارتشی پدافندهوایی که دوره را طی کرده بودند، به سایت HQ-2 سپاه مأمور شدند. حضور کارکنان پدافندهوایی ارتش به عنوان مأمور در پدافند هوایی سپاه آن چنان مؤثر بود که آثار آن به رغم گذشت سالها همچنان باقی مانده است. با همکاری مشترک سایت راداری سوباشی ( زیرمجموعه یکی از یگانهای تحت امر پدافند هوایی ارتش) و ارائه سمت، برد و ارتفاع هدف و واگذاری مشخصات هواپیمای میگ 25 عراقی به سایت موشکی   HQ-2 ، شلیک موفقیت آمیز با سرانگشتان با کفایت فرزندان ارتش اسلام انجام شد. پس از سرنگونی هواپیمای میگ 25 عراقی، کارشناسان نظامی دنیا بر قدرت پدافندهوایی جمهوری اسلامی ایران مُهر تأیید زدند و مأموریت میگ 25 در جنگ شهرها و بمباران مردم بیگناه ایران اسلامی برای همیشه متوقف و جنگ شهرها وارد فاز جدیدی شد. این بار تمرکز عراقی ها استفاده از موشکهای دوربرد و زمین به زمین برای حمله به شهرهای بزرگ ایران بود. در این خصوص مراجعه همزمان به اسناد و مدارک و همچنین تاریخ شفاهی و اظهارات پیشکسوتان پدافند هوایی راهگشا خواهد بود. برابر اسناد موجود:

تصویری واقعی از منظر کابین خلبان میگ 25 در حال پرواز در ارتفاع بسیار بالا


« در تاریخ 26 بهمن 65 ، در ساعت 12:25 یک فروند میگ 25 با شماره B07Z  در موقعیت BD3050  و با سرعت 1100 نات و  ارتفاع 50 هزار پا [ هواپیمای فوق در آسمان اصفهان دارای ارتفاع حدود هفتاد هزار پا بود] در دید رادار بندر امام و سپس در دید رادار بوشهر قرار میگیرد. ضمن اعلام وضعیت قرمز اصفهان، موقعیت هواپیما لحظه به لحظه [توسط سایت راداری سوباشی همدان] به سایت موشکی HQ-2 گزارش  و پس از محو مسیر از رادار نیز، موقعیت به صورت تخمینی گزارش و در ساعت 12:30 سامانه موشکی، قادر به رهگیری شده و با شلیک سه تیر موشک، هواپیما را سرنگون میسازد که خلبان هواپیما ستوانیکم عبد الرحمان البیانی * با چتر بیرون پریده و در شمال شرقی مسجد سلیمان [ حوالی اصفهان] زنده دستگیر میشود».
« در همین خصوص سرهنگ بازنشسته حسین صفری ابهری میگوید: حدود روز بیستم عملیات والفجر 8 بود که به  ما ابلاغ شد برای اعزام به کشور چین وطی دوره آموزشی سامانه پدافندهوایی HQ-2 از منطقه خارج شویم. در آن دوره دو گروه، یکی از پدافندهوایی ارتش و دیگری از پدافندهوایی سپاه حضور داشتند. پس از پایان دوره، با توجه به اینکه سامانه موشکی HQ2J  را که قرار بود در اختیار پدافند هوایی ارتش قرار بگیرد، بنا به دلایلی در اختیار سپاه قرار گرفت و من و بقیه همکاران با توجه به اینکه تنها متخصصان این سامانه ها بودیم، به سپاه مأمور شدیم که تجربه بسیار خوبی بود از همکاری و اتحاد این دو نهاد. در شروع کار در گرمدره ( سایت هاوک قدیم) که در اختیار سپاه بود، مستقر و بعد از مدتی به دو گروه آموزشی و عملیاتی تقسیم شدیم؛ من در گروه عملیات مسئولیت افسر کنترل آتش را عهده دار بودم. این اولین مأموریت ما در سایت شهدای خیبر بود که تجهیزات را مستقر و عملیاتی کردیم و بعد از مدتی برای عملیات کربلای 5 ، یک سایت را به منظور آماده کردن در رامهرمز گسترش دادیم. سایت در حال آماده شدن بود که محل ما کشف و مورد تهاجم موشکی عراق قرار گرفت. الزاماً محل را ترک کردیم و جهت استقرار بعدی به اصفهان ( منطقه فلاورجان) رفتیم و در یک منطقه کشاورزی، سایت ( یابن الزهرا) پایه گذاری شد. سایت خیلی سریع آماده شد و تجهیزات گسترش یافت. با توجه به اینکه کلیه کارکنان در هر تخصص، دوره یکسان طی کرده بودند و در تیمی که جهت عملیات پیش بینی شده بود، از کارکنان فنی کسی در نظر گرفته نشده بود و لازم بود کل امور تعمیراتی نیز توسط خود کارکنان عملیات انجام شود، بعد از آغاز به کار سایت و انجام سرویسها و آزمایشهای مربوط، مشخص شد که بخشی از سامانه که در اتاق عملیات ( تراک 3 ) است، اشکال دارد و کلیه فرایند سامانه را با اشکال مواجه کرده است. با تلاش زیاد معلوم شد در یک شاسی به عمد خرابکاری شده، به طوری که در جایی که باید لامپی با شماره خاص گذاشته شود، یک لامپ با شماره دیگر کار گذاشته بودند و روی شاسی را عمداً به غلط نوشته بودند، ولی در نقشه، لامپ دیگری بود و اشکالی مشابه که ظاهراً چینیها در هر سامانه اعمال کرده بودند که ما مجبور شویم از آنها جهت رفع عیب کمک بگیریم و به این وسیله برای خود جایی باز کنند، ولی از آنجایی که خداوند در تمام مراحل یار ما بود این اشکالات رفع و با از جان گذشتگی و کارهایی که بیشتر به معجزه شبیه بود، سایت عملیاتی شد. مثلاً سوختگیری موشک به صورت دستی و توسط سطل و قیف که با هیچ معیاری همخوانی ندارد، انجام گرفت ».


سرهنگ صفری ابهری ادامه میدهد: « برابر هماهنگی انجام شده با رادارسوباشی همدان، قرار بود به محض برخاستن میگ 25 در عراق، به ما اطلاع داده شود که همینطور هم شد و به محض اطلاع، دستگاهها را آماده کردیم و آنتن رادار را در سمت مورد نظر قرار دادیم. در فاصله 120 کیلومتری هدف ظاهر شد. ستوان حیدری، افسر کنترل شکاری سایت راداری سوباشی اطلاعات لازم را به سایت موشکی HQ-2  ارائه میکرد و عملیات بر روی آن به خوبی انجام شد. اینگونه بود که کار عملیاتی را انجام میدادیم؛ هر کس به طریقی دست به دعا برداشته بود و از خدا کمک میخواست و فضایی بسیار پاک و معنوی ایجاد شده بود که قابل وصف نیست. خلاصه، اقدام به شلیک اولین و دومین تیر موشک کردیم و شلیک موشک سوم بود که هواپیما را سرنگون کرد و از اوج آسمان به زیر کشید. در مختصاتی که ما اعلام کردیم، ( دروازه تهران) لاشه هواپیما به دست آمد و خلبانش هم اسیر شد. از آن روز به بعدآسمان آبی کشور عزیزمان از لوث وجود میگ 25 پاک شد و دیگر تا پایان جنگ هیچ شهری مورد تهاجم این هواپیما قرار نگرفت. از این تاریخ تا اتمام جنگ، من مسوولیت تعمیر و نگهداری کابین عملیات سایتهای گسترش یافته را عهده دار بودم که به فضل الهی کلیه سایتها تا پایان جنگ بدون کمک خارجیان و بدون دریافت قطعه ای از خارج به صورت عملیاتی حفظ گردید ».
در این خصوص باز گویی خاطره سردار محمد حسن منصوریان، معاون هماهنگ کننده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء( ص) ارتش جمهوری اسلامی ایران که در آن ایام در سایت یابن الزهرا حضور داشت نیز قابل تأمل است. وی در مصاحبه ای در این خصوص میگوید: وقتی این اتفاق مهم [سقوط هواپیمای میگ 25 ] رخ داد و هواپیمای میگ توسط پدافندهوایی منهدم شد، نیروهای عراقی اصلاً فکرش را نمیکردند که ما بتوانیم این هواپیما را شکار کنیم، حتی با کشور شوروی سابق که میگ 25 را در اختیار عراق قرار داده بود، دچار مشکل شدند که چرا این هواپیما در ارتفاع بالای 70 هزارپا مورد اصابت موشک قرار گرفته است ؟! ».



تذکر مهم : نام خلبان میگ 25 ساقط شده در گزارش اصلی خاطرات خلبان عراقی باختصار ( ث ص أ ) ذکر شده که با آنچه که در متن گزارش مجله صنایع هوائی با نام ثائر صبحی احمد علی آمده کاملا مطابقت دارد اما با آنچه که در گزارش سایت پدافند هوائی با نام عبد الرحمان البیانی قید شده تفاوت دارد . در نتیجه گزارش خلبان عراقی و گزارش مجله صنایع هوائی صحیحتر به نظر می رسد .



طبقه بندی: ایران،  دفاع مقدس-عملیات ها -خاطرات، 
ارسال توسط مصطفی نداف
آرشیو مطالب
نظر سنجی
عملکرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟





پیوند های روزانه
تبلیغات

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ